سيد محمد عبد الحسيب بن سيد أحمد العلوي العاملي

77

قواعد السلاطين ( فارسى )

نفس خود را منزّه از كدورات و خسايس دنيوى سازد ، و پاى رفعت به سر منزل بهشت گذارد ، و از چشمهء سلسبيل ، جرعهء دلپذير نوشد . و جناب رسالت‌پناهى استغاثه از جانب الهى فرمود كه : « اللّهمّ إنّى أعوذ بك من البخل » « 1 » يعنى : بار خدايا ! پناه مىجويم به تو از بخل . و هرعاقل هوشيار به سبب سخا و احسان ، زنگ غفلت بخل از صحيفهء ضمير خود محو سازد ، و عالم گردد كه هميشه مرتبهء رفيعهء بذل و انعام ميسّر نباشد كه به جهت آن به اعلى درجهء كمال و اجلى مرتبهء جمال فايز شود كه جاه دنيا و مال و امتعه‌اش در صدد زوال و انتقال است ؛ هر آينه اين معنى را ادراك بايد نمود كه حاصل از آيندگان و زندگان اين سراى فانى ، جز يادگار بذل و احسان باقى نخواهد ماند ، و هر عمارات عاليه و مواضع شريفه كه از طبقات ملوك و امرا وقوع يافته ، به كعبهء دل ، به دست آوردن نرسيده كه دل محلّ انظار الهى و عرش توجّه ايزدى گرديده كه همهء اجزاى وجود انسانى به بركت دل ، قرب جناب ربوبى به هم رسانيده ، اعمال جوارح ، مقبول بارگاه ايزدى مىگردد ؛ چه هرگاه ، اشعّهء لوامع نظرات تجلّيات ربّانى بر دل افتد ، آثار انفساح و سعت بر وجه حال واضح ، و انوار انشراح از صفحهء وجه لايح گردد ، و به صفت سعت « و لكن يسعنى قلب عبدى » « 2 » متّصف گشته ، مظهر اسرار « بى يسمع و بى يبصر » « 3 » شود ؛ و هرامرى كه به طريق مخاطرهء قلبى ، معاين و مشاهد گردد ، ازو استعانت مىجويد كه آن سبب ملاحظات الهى گرديده ، و به تسكين او رحمت بىغايت ربوبى متوجّهش مىشود كه معمار عنايت ربّانى ، دل بندهء خود را خانه‌اى ساخت بزرگوار ، و خرّمى گردانيد نامدار و با اعتبار ؛ و او را سعت و گنجايش داد « 4 » كه آسمان به آن عظمت ، و زمين به اين بسطت

--> ( 1 ) . مصباح المتهجّد ، ص 334 ؛ امالى طوسى ، ص 17 . ( 2 ) . عوالى اللآلى ، ج 4 ، ص 7 . ( 3 ) . بحار الأنوار ، ج 70 ، ص 78 . ( 4 ) . س : دارد .