سيد محمد عبد الحسيب بن سيد أحمد العلوي العاملي
53
قواعد السلاطين ( فارسى )
اقبال امانى و آمال را كه از جويبار زينت حدايق انس و رونق بساتين قدس است ، شامل جهان و جهانيان نمايد كه موجب اتّصال به سلسلهء مقرّبين الهى و استرواح به عالم مقدّسين گردد و جرعات استعداديّه مستروحهء روحانيّه نوشد ، و به اعلى معارج رحمت بىغايت جبروتيّه طيران نمايد ، و به هماى شهباز شفقات رحمانيّه مستفيض گردد ، و صيد قلوب مخلوقين نموده باشد . و اگر به حمايت عدالت نبود ، اقويا و اصحاب شوكت ، دمار از روزگار ضعفا برآورند ، و چون ضعفا پايمال صدمات قهريّهء ظلمه گردند ، و به معرض تلف درآيند ، پس اقويا نيز پاى ثبات قايم نگردانيده ، طعمهء نهنگ بلا شوند ، و قدم استقامت ايشان از استقلال منصب استقامت معزول گرديده ، استحكام نتوانند داد ، و لگدكوب حوادث زمانه خواهند شد ؛ زيرا كه معيشت خلايق به يكديگر بازبسته و انتظام « 1 » احوال مردم ، بىعدل « 2 » امكان نيابد ؛ نظم عدل نورى است كزان ملك منوّر گردد * وز شميمش همه آفاق معطّر گردد و نيز بايد كه پادشاه عادل ، اركان دولت خود را شناخته باشد كه هريك به چه اشتغال دارند ، و دهن اژدها بلع خود را گشوده كه كدام مسكين را به دم دركشند و منتظر « 3 » معمورى خزاين خود باشند ، و چون باز به سر هرصيدى نشينند ، و به ضرب منقار ، احوال ايشان را متلاشى و فاسد و [ 24 ] نامنتظم گردانند و تحصيل دعاى بد به جهت ملوك حاصل نمايند . بايد كه ملوك از وجه مرحمت و مكرمت ، سايهء خود را بر سر زيردستان افكنند و از صدمات دندان گرگان ، ايشان را نجات دهند كه صيت مناقب او در بسيط غبرا بر باد ، پايان جهان ، نورد مسابقت جويد ، و ظلم از مهابت او
--> ( 1 ) . س : انتطام . ( 2 ) . س : بىعدم . ( 3 ) . س : منتطر .