سيد محمد عبد الحسيب بن سيد أحمد العلوي العاملي
134
قواعد السلاطين ( فارسى )
بيهوش شد . چون به هوش باز آمد و از اين حالت سؤال كردند ، مترنّم شد كه : اين آيه دربارهء كسى طنطنهء نزوليّه يافته كه اندك ميل به ظلم داشته باشد ؛ پس حال ظالم چگونه باشد ؟ بدان كه ظلم در دار دنيا شوم و موجب سقوط سلسلهء انتظام ، و در عقبا متوجّهش عقوبات بىپايان گردد و غضب الهى به او استيلا يابد [ 110 ] و آتش جحيم را مشاهده نمايد ؛ و مادام كه امتثال اوامر و نواهى بارى نكند و بساط عريض الانبساط قبايح ظلم را درنوردد « 1 » ، نامشان در جرايد محبّان ، ثبت نگردد . و پادشاه عالميان مىفرمايد كه : اى بنده ! اگر ظلم به ظهور رسانى ، از محبّت من محروم مانى ، كه : وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ « 2 » و به لعنت موسوم شوى ، كه : أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ « 3 » و از رحمت من دور گردى ، كه : فَبُعْداً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ « 4 » . و ظلم به چند نوع انقسام يافته ، و اقبح و اشنع آنكه خلايق را از لباس حيات عارى سازد و به سرمنزل عرصهء ممات رساند ؛ يا آنكه قصد استيصال خاندان مسلمانى نمايد ؛ يا آنكه دلهاى ايشان را مجروح و بريان سازد ، و ديدهها را گريان گرداند ، و مخالفت امر الهى به وقوع رساند كه : وَ مَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ « 5 » كه اين نيز از جمله ظلم آمده كه مخالفت فرمان [ الهى ] به ظهور رساند كه : وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ « 6 » . پس اگر كسى از جملهء ظلمه نباشد ، نبايد كه اعانت ظلمه نمايد كه با ايشان محشور گردد ، كه : احْشُرُوا الَّذِينَ ظَلَمُوا وَ أَزْواجَهُمْ « 7 » . پس ، ملاحظه نماى كه احوال شوريدهحالان بىبضاعت ، و مرجع و مآل
--> ( 1 ) . كذا در س . احتمالا : « درننوردد » . ( 2 ) . آل عمران / 57 . ( 3 ) . هود / 18 . ( 4 ) . مؤمنون / 41 . ( 5 ) . طلاق / 1 . ( 6 ) . مائده / 45 . ( 7 ) . صافّات / 22 .