سيد محمد عبد الحسيب بن سيد أحمد العلوي العاملي

133

قواعد السلاطين ( فارسى )

اى عزيز ! ملاحظه كن كه ظلم و جور و ستم در غايت سهولت و آسانى آمده ، و اجر مظلوم ، نزد بارگاه ايزدى در نهايت اكثار و عظمت گشته ، و به ازاى هرظلمى عوض و تداركى مقرّر گرديده . بيت ميازار مورى كه دانه‌كش است * كه جان دارد و جانِ شيرين خوش است پس بايد كه به عباد اللّه ، رسن و سلاسل تعدّى و ظلم را منقطع سازند و لهبات غضبيّه نسبت به مظلومان فرونشانند « 1 » كه مستلزم سخط و غضب كردگار نگردند . در خبر است كه : چون روز قيامت اقامت يابد ، منادى از جانب بارگاه ايزدى ندا دردهد كه ظالمان و ياران و ياوران ظلمه كجايند ؟ همه به عرصات جمع آيند ؛ حتّى كسى كه از براى ايشان ليقهء دواتى به عمل آورده باشد ، و يا قلمى تراشيده باشد . پس همه را در تابوتى از آتش گذارند و در قعر دوزخ انداخته تا مستغرق عذاب الهى گردند . منقول است از حضرت قطب انبيا - صلّى اللّه عليه و آله الأصفياء - كه : هر مسلمانى كه به ظالمى سلام دهد ، از وجه اختيار ، نه از ترس و اجبار و اضطرار ، نور ايمان از رويش سلب گردد ، و تا چهل روز از نور ايمان عارى باشد ، و نسل ظلمه به سرعت مندرس و منقطع شود . بيت از ظلم شد معاويه را نسلْ منقطع * وز عدل ماند نام على زنده در جهان مورّخان سير و تواريخ ، و سكنهء امكنهء عوالى شماريخ آورده‌اند كه : وزيرى از وزراى عراق در عقب عالمى به نماز گزاردن اشتغال داشت . آن عالم ، آيهء وَ لا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ « 2 » بخواند . وزير ، نعره‌اى زد و بيفتاد و

--> ( 1 ) . س : نشاند . ( 2 ) . هود / 113 .