سيد محمد عبد الحسيب بن سيد أحمد العلوي العاملي
129
قواعد السلاطين ( فارسى )
به اين واسطه ملوك اسير حبس مجرمان باشند ، پس بايد تا كه به حبل عقوبت مجرمان و ترك شتابزدگى انقطاع نيابد كه تسكين غضب به ظهور رسد ، متوجّه امرى نشوند كه در توقّف ، امكان عفو [ 104 ] باشد ؛ و اگر مسارعت ، نمايند پس دست ارادت به دامن تدارك آن نرسد ، و بساط تلافى بر هم نورديده تا كه موجب تأسّف نگردد كه در آن حالت ، نفعى به ظهور نمىرسد . و حضرت فاتح اوصيا ، علىّ مرتضى - عليه السلام و الثناء - در ظلم ، سه علامت بيان فرموده : اوّل آنكه به زيردست قهر نمايد به غلبگى . دوم آنكه به ما فوق خود به معصيت قهر نمايد . سيم آنكه با ظلمه مظاهرت ورزد . منقول است از حضرت ابى جعفر الباقر - عليه السلام - كه ظلم به سه نوع انقسام يافته : ظلمى كه حقّ تعالى مىآمرزد . و ظلمى كه آمرزيده نشود . و ظلمى كه حقّ تعالى به معرض جواب درنيايد . و امّا ظلمى كه آمرزيده نشود ، شرك است به بارى تعالى ؛ و ظلمى كه غفور حقيقى به معرض آمرزش و صفح درآيد ، ظلمى باشد كه ميان او و جناب الهى به صدور رسيده باشد . و ظلمى كه جناب الهى افاضهء جواب نفرمايد ظلمى است كه ميان بندگان صدور يافته باشد . مروى است از حضرت امير المؤمنين - عليه السلام - كه : عالم نشدهايد كه حقّ تعالى به ظالم سواى جزاى ظلم چيزى مقرّر نداشته مگر آتش سوزان ، و جزاى مظلوم ، بهشت عنبرافشان ؟ در خبر است از حضرت خواجهء كاينات - صلّى اللّه عليه و آله المكرّمات - كه : دعاى چهار نفر ردّ نشود ، و ابواب سماوات از جهت ايشان مفتوح گردد ، و دعاى ايشان به عرش برين تواصل يابد : دعاى پدر در حقّ فرزند ، و مظلوم در مادهء ظالم ، و معتمر تا وقت رجوع از عمره ، و روزهدار تا وقت افطار . مروى است كه : هركه معرفت به ظلم ظالم داشته ، معاونت نمايد در حركت ، و رفيقش گردد ، از اسلام برىّ شود .