سيد محمد عبد الحسيب بن سيد أحمد العلوي العاملي

128

قواعد السلاطين ( فارسى )

بدان كه در ظلم ، انواع متكثّره صدور يافته . زشت‌ترين و اقبح آن هجاى مؤمنان و مسلمانان گرديده ، يا آن‌كه به معرض اهانت و بريان كردن دلى درآيند ، يا ديده‌اى را گريان سازند ، يا به معرض منع چيزى درآيند ، و مانع ايصال احسانى به مسلمانى شوند ، يا آن‌كه از جادهء شرع انحراف نمايند ، يا به قتل كسى ارتكاب كنند و حقّ تعالى مىفرمايد كه : وَ مَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ « 1 » يعنى هركه تجاوز نمايد و ناقص و زايد سازد حدّهايى كه عادل حقيقى مقرّر فرموده ، پس به تحقيق كه ظلم بر نفس خود نموده باشد . و اهل لغت به حيّز بيان آورده‌اند كه : « ظلم ، وضع چيزى آمده در غير موضع خود » . و امّا مطلق ظلم ، محو گردانيدن منهج انصاف گشته ، و ظلم از غلبگى جزء نارى به حصول پيوسته كه قوّت غضبى در نفس انبعاث يابد و دماغ و شراين به حريق دخان مظلم ، ممتلى گردد . انارت راى به حجاب ظلمت ، و ضباب « 2 » حيرت پوشيده ماند ، و تميز ميان خير و شرّ ، و حقّ و باطل ، بر سبيل عقل مشتبه شود . و حميّت كه از لوازم قوّت غضبى آمده ، در نفس چون اشتعال يابد ، از حركت آن خون دل در غليان آيد ، از سه حالت خارج نباشد : يا قصد و حركت به جانب كسى باشد اقوى ازو ، يا مماثل ، يا اضعف ؛ اگر به جانب اقوى اتّفاق حركت افتد و ظنّ قدرت بر انتقام نبود ، انقباض خون جزع از ظاهر پوست تولّد يابد و در آن اجتماع نمايد . آن حالت تسميه به حزن شود . و اگر حركت به جانب مماثل يا مساوى باشد و شكّ قيام يابد كه ازو انتقام قدرت داشته باشد يا نه ، آن خون ميان انقباض و انبساط تردّد نمايد . اين نوع به حقد تسميه يابد . و اگر حركت به صوبى باشد از مرتبهء او انزل و تصوّر قدرت انتقام بود ، اين صورت به غضب تسميه يابد . با آن‌كه اين كلام به دليل عقلى مؤيّد آمده و شريعت مؤكّد آن گشته ، و در عرف و عادت نيز مصدّق آمده ، و

--> ( 1 ) . بقرة / 229 . ( 2 ) . ضباب : مه و ابر گسترده بر دامنه‌ها .