ادريس بن حسام الدين بدليسى
75
قانون شاهنشاهى ( فارسى )
و در جميع اوقات خلوت و جلوت ، از مصاحبت ناقصفطرتان ناخردمند و ارذال و انذال « 1 » ناارجمند امتناع نمايند و به غير از زمان عشرت ، با زنان صحبت ندارند و در مشاورات ايشان را جهت امور دين و دنيا معتمد نشمارند كه « شاوروهنّ و خالفوهنّ » 106 حديث صحيح است . بيت « 2 » زنان چو [ ن ] ناقصات عقل و ديناند 107 * چرا مردان ره ايشان گزينند و بالجمله ، استيناس و همنشينى با دو قسم از مردم روزگار التزام فرمايد كه به غير اين دو طايفه ، همنفسى و نديمى سلاطين را نشايد . جهت فوايد دينى ، صحبت با اهل حقّ و علماى ربّانى و اهل صلاح فرمايد « 3 » و جهت نظام ملك و سپاه ، مجالست و محاورت با اهل قلم و ارباب سلاح نمايد « 4 » . با اهل اللّه از الهيات و نبوّات سخن راند « 5 » و با دلاوران سپاه ، از كيفيّت كارزار و فتح ولايات « 6 » انجمن سازد « 7 » و در مصاحبت با خواصّ ، عالى همّتانه معاشرت نمايد « 8 » نه متكبّرانه ، و در محاورت مجدّانه كلمات گزارد 108 « 9 » ، نه هازلانه ، و در برابر مردمان هيأت و آيين پادشاهانه « 10 » خود را متحلّى « 11 » گرداند « 12 » و در خلوات خود به مقام عبوديّت حقّ متضّرعانه و در عبادت متواضعانه ، خود را بندهاى همچو ساير بندگان داند « 13 » . من تواضع للّه رفعه اللّه 109 . « 14 » نظم « 15 » إذا ازداد بين البرايا شرفا * قريب من الجدوى يزيد تواضعا كذا شجر المعالى البعيد فروعه * إذا ازداد حملا كان أقرب مرتعا « 16 »
--> ( 1 ) . س ، م : ارزال و انزال . ( 2 ) . م : - بيت . ( 3 ) . م : دارند . ( 4 ) . م : نمايند . ( 5 ) . م : رانند . ( 6 ) . م : ولايت . ( 7 ) . م : سازند . ( 8 ) . م : نمايند . ( 9 ) . س ، م : گذارنند . ( 10 ) . م : پادشاهانه . ( 11 ) . م : متجلّى . ( 12 ) . م : گردانند . ( 13 ) . م : دانند . ( 14 ) . م : - من تواضع . . . اللّه . ( 15 ) . م : بيت . ( 16 ) . م : به جاى اين دو بيت عربى ، دو بيت « گوشهاى رو . . . بجويد دستگاه » آمده است .