ادريس بن حسام الدين بدليسى
68
قانون شاهنشاهى ( فارسى )
احتياط ، از اضرار نفوس اشرار و آزار طبع مردم ساقط و لئام روزگار ، پادشاهان به تمنّع و احتجاب معتاد شدهاند و صلاح نظام عالم و حكمت انتظام امور بنى آدم را در اين صورت ديدهاند كه در بيشتر اوقات ، نوّاب و وزراى امين و حجّاب صاحب درايت و تمكين ، ميان شاه و دادخواه متوسط گردند و امور جزئيّهء محتاج را به نيابت خلافت به وجه عدل به فيصل رسانند و در معظمات امور و در كليّات مصالح جمهور ، مراجعت به رأى سلطان نمايند و قضايا را بعد از تنقيح و تحقيق به سامع جلال عرض كنند ، امّا در اين شيوه يحتمل كه از مداهنات و مساهلات نوّاب ، خلل عظيم به قواعد عدالت عايد شود و تدارك اين رخنهء ايوان معدلت ، به آن تواند بود كه وزرا و نوّاب متعدّد و مردم ديندار مجدّ ، نصب كنند و هريك به استقلال در عرض حاجات و رفع مهمّات تمكين يابند ، اگر از يك جانب مظلومى مأيوس شود ، به ديگرى التجا و توسّل تواند نمود و مع ذالك سلطان را غير اين گروه نوّاب متعيّن ، منهيان امين متديّن بايد كه هميشه به ديدبانى حال مظلومان و حاجتمندان در آشكارا و نهان قيام نمايند و در صدد جستوجوى حال عجزه و ناتوانان باشند و آن اوضاع و حالات را به طريقهء امانت به مجلس سلطانى توانند رسانيد و باوجود اين ضابطه و قانون ، سلطان را در هر هفتهء روزگار ، دو روز بار عام بايد داد و به نفس نفيس خود به انديشهء تفرقهء ظالم از مظلوم بايد افتاد كه اگر صاحب حاجتى مظلوم ، از توجّه و التفات نوّاب محروم مانده باشد ، در اين روزهاى بار و دادخواهى ، قضاى « 1 » مطالب و اوطار خود نمايد و كفايت حاجت و كار خود تواند نمود و در اين روز سلطان را بايد كه بر تخت معدلت و سرورى مشرف و نمايان بر مجمعى عام از مردمى شهرى و لشكرى ، بىحجاب حجّاب نشنيد و « 2 » با مظلومان به مشافهه و مواجهه ، طريقهء ملايمت و مسالمت « 3 » در جواب و خطاب گزيند و اگر حزم و احتياط سلطنت ، باعث بر ملاحظهء ضرر اعدا باشد ، چاووشان و خدّام را به حشمت ، پيش پايهء تخت « 4 » بازدارند كه
--> ( 1 ) . م : روزهاى دو بار قضا . ( 2 ) . م : + خود . ( 3 ) . س : مسألت . ( 4 ) . م : + سلاطين .