ادريس بن حسام الدين بدليسى

35

قانون شاهنشاهى ( فارسى )

شهوت مقيّد ساخت و از مقام قربت بيرون انداخت ، « 1 » با اولاد آدم هم به عداوت اصلى و خصومت جبلّى ، به ضرورت خواهد پرداخت كه وعيد پرانذار « 2 » وَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ ، در قرآن مبين « 3 » مبيّن اين معناست . شعر « 4 » تو را به ملك ادب 48 « 5 » تهنيت كنم روزى * كه تو به مردى بر نفس خود ظفر يا بى و ليكن هر سعادتمندى كه بر مسند خلافت و سلطانى ، از آفت شرور شيطانى به پناه عنايت « 6 » رحمانى درآيد و در تحسين ملكات نفسانى و تملّك زمام قواى « 7 » غضبى و شهوانى ، به متابعت سنّت انبيا و اوليا و مشايعت راى روشن « 8 » ائمّهء هدا و خلفا گرايد ، « 9 » لاجرم آن مرتبهء سرورى را به وجود او سرافرازى و افتخار بود و در ادراك مطالب و اوطار ، منظور انظار تأييد آفريدگار شود و چون رهنمونى طريقهء سعادت و نجات و اهتدا يافتن به منهاج مستقيم و علوّ « 10 » درجات موقوف بر انبا و اخبار انبيا و رسل است و به اشعار و ايما ، هاديان سبل و سلاطين را پىروى آن طريق قويم لازم و متحتّم است ، پس هرچه از مشكات نبوّت مصطفوى به مصباح زبان روشن‌ضميران علم و درايت ظاهر شود ، و از لگن انجمن ولايت مرتضوى بر شمع تابان بيان صاحبان « 11 » وراثت ، تابان و باهر گردد ، يقين كه از روشنى آن چراغ فروزان به راه صواب ، مهتدى توان شد و به لمعان مصباح بيان روشن « 12 » آن زمرهء « 13 » دانشوران به نعيم جاودان منتهى توان گشت . بيت هر كاو ز صدق دم زند ار 49 « 14 » يك نفس بود * چون صبح روشنىّ جهانيش در قفاست بدان « 15 » كه اصول اخلاق و ملكات كريمه كه شرط تحقّق « 16 » خلافت رحمانى است و

--> ( 1 ) . م : - و از مقام . . . انداخت . ( 2 ) . م : كه عهد فبعزّتك . ( 3 ) . س : - مبين . ( 4 ) . م : بيت . ( 5 ) . م : ابد . ( 6 ) . م : هدايت . ( 7 ) . م : قوت‌هاى . ( 8 ) . م : - روشن . ( 9 ) . م : اند . ( 10 ) . م : - علوّ . ( 11 ) . م : + رتبيت . ( 12 ) . م : - به راه صواب . . . روشن . ( 13 ) . م : جماعت . ( 14 ) . س ، م : دم زد اگر . ( 15 ) . م : + اكنون . ( 16 ) . م : نخستين .