ادريس بن حسام الدين بدليسى

101

قانون شاهنشاهى ( فارسى )

نظم « 1 » هركه دارد به داد و دين عالم 145 * به خدا ار بود ز مهدى كم شاه عادل چو كشتى نوح است * كه از او امن و راحت روح است شرط دوّم ، طاعتى است متعدّى از سلطان به ساير ابناى زمان ، و اعظم آن طاعات معدلت است ، بر نهج شرايع و نواميس نبوى . و بعد از فرايض و واجبات دين ، واجب بر ذمّت ملوك و سلاطين دادگر است ، بر وفق قوانين ملّت مصطفوى . از آن‌كه قسطاس مستقيم در دست شاهان روى زمين ، ميزان شرع سيّد المرسلين است ، و جام جهان‌نماى سكندرى و مجلاى صورت عدالت‌گسترى « 2 » ، قلوب و ضماير روشن علماى ربّانى و دل غيب‌نماى عرفانى حقّانى است . و به حقيقت سبب نظام عام ميان جمهور انام معدلت است در مرتبت سلطنت دنيوى و موجب نجات و مستلزم رفع درجات است در دار القرار اخروى . امّا نظام مهامّ دنيا ، آن‌كه به عدالت ممالك معمور و خزاين پادشاهان موفور گردد و خواطر رعايا به وجود سلطان دادگر ، هميشه مسرور و دل‌هاى فقرا و ضعفا از رهگذر او به دوام جمعيّت و حضور بود و اين معنا پيش حقّ تعالى بهترين عبادات است و بزرگ‌ترين سعادات . چنانچه مصطفى ، صلّى اللّه عليه و سلّم « 3 » ، به اين نكته در حديث دل‌پذير ايما فرموده كه « المقسّطون على منابر من نور عن يمين الرّحمن » ، و سعادت باقى ، عدالت را دليل ظاهر اين معنا بود كه نوشروان عادل با وجود كيش آتش‌پرستى از بركت آن وصف عدل ، از آتش دوزخ محفوظ و مأمون است و حضرت رسالت‌پناه ، صلّى اللّه عليه و سلّم « 4 » ، از نجات او اخبار فرموده و به زمان عدالت او مباهات نموده است كه « انّى ولدّت فى زمن ملك عادل » ، اكنون سلاطين اسلام را چه سعادتى از اين بهتر تواند بود كه با وجود اتّصاف به عزّت و شرف مسلمانى و خدادانى ، به بضاعت حشمت و سلطانى ، خود را در صفت عدل عديل نوشروانى سازند و به ذكر جميل دنيوى و اجر

--> ( 1 ) . م : بيت . ( 2 ) . م : و دادگسترى . ( 3 ) . م : صلوات اللّه عليه . ( 4 ) . م : عليه صلوات اللّه .