ادريس بن حسام الدين بدليسى
102
قانون شاهنشاهى ( فارسى )
جزيل اخروى ، علم نيكنامى و رايت عزّ و فضيلت اسلامى را در فضاى حسن عاقبت و خيرانجامى برافرازند : نظم « 1 » إنّ آثارك الجميلة عمّت * فهى تبقى و تنفذ الاعمار لا يقال الآثار بعدك تبقى * أنت تفنى و تخلف الآثار شرط سوّم « 2 » ، در كسب سعادت دو جهانى بهوسيلهء نعمت جليل سلطانى ، نشر مايدهء پر فايدهء احسان است كه ترتيب ذكر كريم إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ ، مشعر از علوّ منزلت آن است و اقسام احسان در جميع افراد انسان فراوان است . فامّا احسان سلاطين را اصناف فوايد « 3 » خاصّ هست كه اقدام به آن سلطان را از فروع و شعب ايمان است و مجملا آنچه به مقتضاى قوانين شرعى و قواعد سمعى بر او در عداد فرايض معدود است : آنكه مال مصالح مسلمين ، مثل غنايم كفّار و فىء و عشور و خراج اهل ذمّت را از جميع امصار به نوعى كه در قانون شارع واقع است ، مصروف سازد و در نصيب و قسمت اقسام ، مستحقّان را از مال اللّه محظوظ دارد و در مصلحت سدّ ثغور اسلام و انفاق خواصّ و عوامّ به موجبى كه كتاب اللّه و خطاب رسول اللّه به آن ناطق است ، صرف اموال سلطانى و خزاين بيت المال سپاه مسلمانى بايد كرد و هميشه از حال ضعفا و ناتوانان و از معيشت فقرا و مسكينان تفحّص بايد نمود و مردم رقيق القلب و رحيمدل را كه خالى از كبر و عجب و كسل باشند ، به تحقيق و تحسين چنان كسان نصب نمايد و خاصّه به همين مصلحت گمارد كه اگر ناتوانى در اطراف ملك او باشد كه به بلاى فقر و نامرادى و عيالمندى و مستمندى گرفتار بود و از غايت ضعف خود با علوّ قدر سلطان ، از عرض حال خود عاجز شود و در آن گرفتارى و خاكسارى خامل الذّكر گشته باشد ، به قوّت حدس و فراست و كمال انتباه و كياست ، آن امين سلطان به حال آن فقير ناتوان رسد و به تدارك حال او كما هو حقّه ، اقدام نمايد .
--> ( 1 ) . م : شعر . ( 2 ) . م : سيّوم . ( 3 ) . م : - فوايد .