ادريس بن حسام الدين بدليسى
91
قانون شاهنشاهى ( فارسى )
مشعر از رخصت خيل و سپاه است و موجب گستاخى عوامّ بر مناهى در احكام اللّه « 1 » . بيت ز آتش شهوت نسوزد « 2 » اهل دين 133 * باقيان را برده در قعر زمين و ديگر ، مهما امكن ، سلاطين را از مسكرات و ملاهى احتراز لازم است ، چرا كه عقل و هوشمندى ايشان مدار نظام عالمى است . اگر كسى را دست دهد لايق آن است كه در تكميل خود و قضاى مهمّات نيك و بد ، به افزونى عقل و هوشمندى خود كوشد ، فكيف كسى را كه احاطهء علم و دانش او به مقدار سعت ملكى و كشورى بايد و او را عقل و خردمندى درخور جميع رعايا و سپاه او شايد ، و بر تقدير جرّات بر مسكرات ، تناول اوقع و انفع آن بود كه شراب عنبى است كه از روى طبّ و حكمت طبيعى ، اعظم « 3 » مقوّيات بدنى است و ساير مسكرات از اشربه و حبوب و حشايش مذموم است و نزد اهل حكمت در خلل عقل و بدن ، « 4 » بنگ و ترياك معلوم . بيت گرچه در هردو منع و دفعى « 5 » هست 134 * هم شراب اى پسر « 6 » كه نفعى هست فامّا مداومت و افراط ملوك در شراب ، موجب هلاك ملك و خرابى دولت و منجرّ به اختلال دين و ملّت است و اين معنى « 7 » پيش اهل شرع و حكمت مبرهن شده و اين بندهء فقير را به تجارب و استقرا در حال ملوك عجم كه به ادمان خمر اصرار مىنمودند و بيخ و بنياد دين و دولت را به سيل « 8 » افراط شرب مىكندند ، مبيّن و معاين گشته . بيت ز راه ميكده ياران عنان بگردانيد 135 * چرا كه حافظ « 9 » از اين راه رفت و « 10 » مفلس شد و امّا در اعمال مناهى « 11 » تباهى روزگار مرتكبان بيشتر « 12 » و اهل قمار غير متناهى
--> ( 1 ) . م : - و موجب گستاخى . . . در احكام اللّه . ( 2 ) . س ، م : بسوزد . ( 3 ) . س : مقدّمات . ( 4 ) . م : + مثل . ( 5 ) . س ، م : خفض و رفعى . ( 6 ) . س : جوان . ( 7 ) . م : - معنى . ( 8 ) . س : به سبيل . ( 9 ) . س ، م : هركه . ( 10 ) . م : - و . ( 11 ) . س : احتمال ملاهى . ( 12 ) . م : - مرتكبان بيشتر .