ادريس بن حسام الدين بدليسى
92
قانون شاهنشاهى ( فارسى )
است ، از آنكه لذّت وهمى آن به غايت سريع الزّوال و ناپايدار است و تضييع اوقات عمر در آن كار به انكار بسيار « 1 » ، قال اللّه تعالى : إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ . و امّا تنشيط خاطر و تطييب نفس از هموم متواتر ، كه اگر « 2 » به استماع اغانى و اصناف ساز ، نمايند و تفريح دل به هرگونه غنا و آلات خوش آواز ، كنند « 3 » در تقويت روحانى « 4 » مطابق قوانين حكمت يونانى است و در بعضى از آوازها به اتّفاق اهل ملّت ، رخصت شرعى و اجازت سمعى شده ، مثل تغنّى و ترتيل به قرآن مجيد كه در كلام فرقانى به آن امر شده كه وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا و در حديث دلپذير نبوى مؤكّد و مؤيّد آن ذكر شده كه « من لم يتغنّ بالقرآن فليس منّا » ، و تغزّل و انشاد اشعار را هم شارع به صوت حسن و طيّب در الحان رخصت فرموده و حضرت رسالتپناه ، صلّى اللّه عليه و سلم ، انشاد شعر و تغنّى به غزل را ستودهاند « 5 » و در بعضى آلات غنا مثل دف و ناى اكثر ائمّهء شافعيّه وجه اباحت در كتب فتوا نگاشتهاند و عمل بعض اهل اللّه و اوليا در سماع 136 اكثر اقسام غنا مشعر به وسعت در اين امر است و اين فقير رسالهاى در اباحت بعضى اغانى مثل عود و ناى و غيرها مشتمل بر اقوال مجتهدان و مقوّا به دلايل اصول و فروع آن ترتيب داده تا رفع مطاعن از اكابر اهل اللّه در سماع اغانى شود . و امّا التذاذ سلاطين از معاشرت مناكح و مرغوبات [ و ] شهوت وقاع برطبق قانون فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ مقبول طباع و سزاوار به استماع است و اگر به اينقدر كفايت و امتناع ننمايند « 6 » و هنوز آرزوى كثرت كواعب و غوانى داشته باشند ، در تكثير جوارى حوارى منظر ، هرچند بيشتر و غير مكرّرتر كوشند ، محلّ ملامت و مخلّ به سلامت فطرت « 7 » در دين و دنيا نيست ، چه حضرت سليمان را هزار مخطوبه و جاريه بود و حضرت داوود را نود و نه و حضرت رسالت ، صلوات اللّه عليه ، را ازواج مطهّره نه بودند و تسرّى فرمودند ، و حضرت آدم الاوليا ، كرّم اللّه وجهه ، را مخطوبه و سرّيه به بيست رسيد .
--> ( 1 ) . م : - به انكار بسيار ، + قمار بيشتر از هر كار نابكار . ( 2 ) . س : كه اگر . ( 3 ) . م : كند . ( 4 ) . م : روح حيوانى . ( 5 ) . س : شنودهاند . ( 6 ) . س : بنمايند . ( 7 ) . م : - فطرت .