ادريس بن حسام الدين بدليسى
83
قانون شاهنشاهى ( فارسى )
حقّ يكسان داند و هرچه از مصالح معاش « 1 » جهت خود مىپسندد ، به همهء مسلمانان و محكومان خود همان پسنديده داند « 2 » و به اين سلوك پسنديده و خصال حميده با جميع خدم و حشم و تمام تبع و رعايا و اصناف امم چون معاش كند ، همگى نفوس متوجّه بقاى عمر و زندگانى او و استدامت جاه و كامرانى او گردند و به لسان شكر او را داعى و دولتخواه شوند و همواره ملك و دولت او را فايق و غالب بر اكفا و اشباه خواهند . بيت « 3 » جان و دل در رهش نثار كنند 118 * خويشتن را از آن شمار كنند « 4 » حكايت بعضى سلاطين عجم ، از درازاى عمر و بقاى سلاطين هند ، تعجّب مىنمودند « 5 » و رسولى جهت تحقيق اين خبر و سبب اين طول عمر آن شاهان عدالتسير ، به يكى از سلاطين هند كه طريقهء دوستى داشته روانه كردند « 6 » . چون رسول ملك عجم پيش راى هند « 7 » رسيده و پيغام و رساله رسانيده ، راى گفته كه اين درخت بزرگ كه در فلان محلّ است چون بىضرب تيشه و تبر بر زمين افتد ، جواب اين مقام خواهى يافت . اين تعليق پادشاه هند پيش رسول از قبيل محال نموده ، فامّا چاره و تدبيرى به غير رضا و تسليم نبوده و منزل رسول در مقابل درخت تعيين نمودهاند ، كه هميشه مراقب و مترصّد آن وعده باشد . آن رسول از غايت بىچارگى و گرفتارى هميشه به خداى خود ناله و زارى مىكرده كه بار « 8 » خدايا سببى ساز كه به اين امر معلّق عليه خلاص من به زودى تحقّق يابد « 9 » و هرچند از محالات عادى است لطيفهاى از لطايف غيبىبرانگيز كه اين گره از كار فرو بسته بگشايد . چون دعاى غريب و مظلوم هميشه بر هدف اصابت و مقرون به اجابت است ، بعد از اندك روزگارى اتّفاقا بادى تند برخاست و درخت را از پاى درآورد . اين
--> ( 1 ) . م : + معاد . ( 2 ) . م : پسندد . ( 3 ) . م : - بيت . ( 4 ) . س ، م : و ز دعايش همه حصار كنند . ( 5 ) . م : مىنمود . ( 6 ) . م : روايت كرده . ( 7 ) . م : - هند . ( 8 ) . م : بارى . ( 9 ) . س : گردد .