ادريس بن حسام الدين بدليسى
82
قانون شاهنشاهى ( فارسى )
را به نعمت سرورى سرافراز داشته ، او نيز بايد كه عيال اللّه را در مقام رعايت و اعزاز دارد و هميشه نگهداشت قانون التّعظيم لامر اللّه و الشفقة على خلق « 1 » اللّه ، را لازم شمارد و در آن كوشد كه از « 2 » اظهار مهربانى و ملاطفت و بسط آثار عدل و نصفت ، هميشه حبّ حبّ « 3 » خود در كشتزار خاطر رعيّت مزروع دارد تا كه اگر تخم ظلم و ستم « 4 » در دلها كاشته « 5 » شود ، بهرهمندى به غير خسارت دين و دنيا و ثمرهاى به غير ندامت نشأت اولى و غرامت عقبى نيابد : مصرع : من يزرع الشّوك لن يحصد العنبا 115 چرا كه بهترين سلاطين آن بود كه دل « 6 » او به مهربانى زيردستان و شفقت بر رعيّت و مظلومان مصروف باشد و به اين شيوه ، البتّه خواطر زيردستان او به محبّت او مجبول بود و هرچه از دوست مهربان صادر شود ، يقين كه نزد همگنان مقبول خواهد بود . چنانچه مصطفى ، صلى اللّه عليه و سلّم « 7 » ، فرموده : « خيار ائمّتكم 116 الذّين تحبّونهم و يحبّونكم و تصلّون عليهم و تصلّون عليكم و شرار ائّمتكم الّذين تبغضونهم و يبغضونكم و تلعنونهم و يلعنونكم » . « 8 » و اين شيوه را به مرتبهاى التزام بايد نمود « 9 » كه در نيك و بد كه به رعيّت رسد ، به همان مقدار كه ايشان به شادمانى و غمناكى متأثّر و متألّماند ، او نيز خود را سهيم و شريك دارد . نظم « 10 » دل پادشاهان بود باركش 117 * چو بينند در گل خر خاركش تنگدل چو ياران « 11 » به منزل رسند * نخسبد كه « 12 » واماندگان از پساند و در كارخانهء خلافت الهى ، خود را با هريك از زيردستان خود ، در مرتبهء عبوديّت
--> ( 1 ) . م : بخلق . ( 2 ) . س : - از . ( 3 ) . س : حبّ حبّ . ( 4 ) . م : + او . ( 5 ) . س : گماشته . ( 6 ) . م : همّتش . ( 7 ) . م : صلوات اللّه عليه . ( 8 ) . م : صلوات اللّه عليه . ( 9 ) . م : نمايد . ( 10 ) . م : بيت . ( 11 ) . س ، م : شهان چون . ( 12 ) . س ، م : نخسبند و .