عنصر المعالي كيكاووس بن اسكندر بن قابوس بن وشمگير بن زيار
25
قابوس نامه ( فارسى )
كردهاند از چند روى و يك روايت چنين خواندهام كه : اولو الأمر پدر و مادرند كه بحقيقت أمر بتازى دوست : يا كارست ، يا فرمان ، و اولو الأمر آن بود كه او را هم فرمان بود و هم توان ، و پدر و مادر را توانست بپروردن تو و فرمانست به خوبى آموختن . « 1 » و زينهار « 1 » اى پسر كه رنج مادر و پدر خوار ندارى كه آفريدگار به حق مادر و پدر بسيار همىگيرد و خداى تعالى همىگويد : [ فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما وَ قُلْ لَهُما قَوْلًا كَرِيماً ] « 2 » . و در خبرست كه امير المؤمنين « 3 » را عليه السلام پرسيدند كه حق پدر و مادر بر فرزند چيست و چند است ؟ گفت : اين ادب خداى تعالى در مرگ پدر و مادر ، پيغامبر را « 4 » عليه السلام بنمود كه اگر ايشان روزگار پيغامبر دريافتندى بر پيغامبر واجب بودى ايشان را برتر از خويشتن داشتن ، و حق ايشان بشناختن ، و دريشان تواضع كهترى و فرزندى نمودن ؛ آنگه اين سخن ضعيف آمدى كه گفت : « أنا سيد ولد آدم و لا فخر » ؛ پس حق پدر و مادر اگر از روى دين ننگرى از روى مردمى و خرد بنگر كه پدر و مادر منبت نيكى و اصل پرورش « 5 » نفس تواند و چون در حق ايشان مقصر باشى چنان نمايد كه تو سزاى هيچ نيكى نباشى كه آنكس كه او حقشناس نيكى اصل نه باشد نيكى فرع را هم حق نداند ، و با ناسپاسان نيكى كردن از خيرگى بود و تو نيز خيرگى خويش مجوى و با پدر و مادر خويش چنان باش كه از فرزندان خويش طمع دارى كه با تو باشند ، ازيرا كه آنكه از تو زايد همان طبع « 6 » دارد كه « 7 » تو ازو زادى « 7 » چه مثل آدمى چون ميوه است و پدر و مادر چون درخت ، هر چند درخت را تعهد بيش كنى ميوهء او نيكوتر و بهتر باشد « 8 » ؛ چون مادر و پدر را حرمت و آزرم بيش دارى دعا
--> ( 1 - 1 ) ، ل و ن : نگر ( 2 ) - در نسخهء اصل جاى آيه خالى بود از ، ل و ن و ب و پ افزوده شد ؛ قرآن ، سورهء 17 ( الاسرى ) آيهء 24 ( 3 ) - ل و ن افزوده : على ( 4 ) - ل و ن : « را » ندارد ( 5 ) - پ : پروريش ( 6 ) - ن و ب : طمع ( 7 - 7 ) ، ل : تو دارى كه او را تو زادهاى ؛ ن : تو از وى زادى ؛ ب : تو از وى دارى ؛ پ : از وى ( 8 ) - ل و ن : يا بى