عنصر المعالي كيكاووس بن اسكندر بن قابوس بن وشمگير بن زيار
18
قابوس نامه ( فارسى )
بايد كردن ، چون كسى خواهد كه بدبخت و شقى گردد با بدبختان و شقيان صحبت كند و آنكس كه نيكبختى و دولت جويد متابع دولت خدا « 1 » باشد و باجماع همه خردمندان نه دولتى است قوىتر از دولت اسلام و نه امرى است روانتر از امر اسلام . پس گر « 2 » تو خواهى كه مادام با دولت و نعمت و راحت باشى صحبت « 3 » خداوند « 4 » دولتجوى و فرمان - بردار دولتيان باش و خلاف اين « 5 » مجوى تا بدبخت و شقى نباشى . و زنهار اى پسر كه اندر نماز سبكى و استهزا نكنى بر ناتمامى ركوع و سجود و مطايبه كردن اندر نماز كه اين « 6 » عادت هلاك « 6 » دين و دنيا بود . فصل اما بدانكه روزه طاعتى است كه بسالى يك بار باشد « 7 » ، نامردمى بود تقصير - كردن و خردمندان چنين تقصير از خويشتن روا ندارند . و نگر كه گرد تعصب نگردى از انچه ماه روزه بىتعصب نبود و اندر گرفتن روزه و گشادن تعصب مكن ، هر گه كه دانى كه پنج عالم « 8 » تقى نقى و معتقد و پرهيزگار و قاضى و خطيب و مفتى شهر « 8 » روزه گرفتند ، با ايشان بگير و با ايشان بگشاى و در گفتار جهال دل مبند . و آگاه باش كه ايزد مستغنى است از سيرى و گرسنگى تو و لكن غرض در روزه مهرى است از خداوند ملك بر ملك خويش و اين مهر نه بر بعضى از ملكت است ] « 9 » چه بر همه تنست « 9 » ، « 10 » و در روزه چون دهان را مهر كردى دست و پاى و چشم و گوش و زبان را به مهر كن و عورت را به مهر كن « 11 » چنان كه در شرط است منزه دارى اين اندامها را از فجور و ناشايست « 13 » تا داد مهر .
--> ( 1 ) - ن و ب و پ : خداوندان دولت ( 2 ) - ن و ب و پ : اگر ( 3 ) - پ : همصحبتى ( 4 ) - ن و ب و پ : خداوندان ( 5 ) - ب : دين ( 6 ) ، ن و پ : نه عادت ( 7 ) - ب افزوده : و اندر طاعتى كه بسالى يك بار بود ( 8 ) ، ن : متقى معتقد ؛ ب : متعقل ؛ پ : تقى نقى معتقد پرهيزگار ( 9 ) - بقياس ل و ن و ب و پ از نسخهء ل افزوده شد ( 10 ) ، در نسخهء اساس : چه بر همت نيست ، بقياس ل و ن و ب و پ اصلاح شد ( 11 ) : ل و ن و ب و پ : بر دست و پاى و چشم و زبان ( ب : ندارد ) و گوش و شكم و عورت ( پ افزوده : و ) اين همه ( ل « همه » ندارد ) به مهر كرد ( 13 ) - ن افزوده : نابايست ؛ پ : نابايست و ناشايست