عنصر المعالي كيكاووس بن اسكندر بن قابوس بن وشمگير بن زيار

مقدمهء مصحح 47

قابوس نامه ( فارسى )

چوب نسخهء اساس ثابت نگهدارد و اگر احيانا افزايشى يا اصلاح و تغييرى در ان لازم مىنموده است اكثر در پايين صفحه‌ها به آنها اشاره كند و در متن تغييرى ندهد و چنانچه بندرت و بر حسب ضرورت تغيير مختصرى در متن داده - است ، حتى اگر يك نقطه باشد ، ضبط نسخهء اصل و نسخه بدلها و نحوهء عمل را در حاشيه متذكر شده است . نقل همهء موارد اختلاف نسخه‌ها با يكديگر در حاشيهء صفحه‌ها مقدور نبود زيرا تفاوت نسخه‌ها در جزئيات به حدى است كه برخى حتى پنداشته‌اند « نسخهء اصلى قابوس‌نامه به لهجهء طبرى بوده و نسخه‌هاى كنونى ترجمه‌هاى مختلفى به زبان فارسى است كه از قابوس‌نامه به عمل آمده « 1 » » . اين نظر را نمىتوان پذيرفت « 2 » ولى نمودارى است از تفاوت نسخه‌ها با يكديگر . نگارنده نخست تصحيح متن و مقابلهء نسخه‌ها را با ضبط همهء موارد اختلاف انجام داد ولى اين كار را غير عملى و ناسودمند يافت زيرا در هر صفحه‌اى كه شامل هشت يا نه سطر از متن بود گاه در حدود هفتاد تا هشتاد بار حاشيه نويسى مختصر و يا مفصل لازم مىشد و حاشيه‌اى بيش از متن از آب درمىآمد كه اكثر با فايده هم نبود ازينرو با آن كه زحمت بسيارى براى اين كار كشيده بود به اشارهء استاد مينوى از نقل همه نسخه بدلها در حواشى صرف نظر كرد و به ذكر اهمّ آنها و با در نظر گرفتن اين كه از نظر گاههاى مختلف مفيد باشد ، اكتفا نمود . شيوهء املاى نسخهء اساس مانند ديگر نسخه‌هاى قديمى است يعنى با رعايت

--> ( 1 ) - دكتر امين عبد المجيد بدوى « بحث دربارهء قابوس‌نامه » ، مقدمه 5 - 6 ( 2 ) - آقاى مينوى درين باب نوشته‌اند : « اما آنچه كه بعضى گفته‌اند كه شايد اصل قابوس‌نامه به زبان طبرى بوده و به فارسى ترجمه شده و دو سه بار اشخاص مختلف آن را ترجمه كرده‌اند و اختلاف نسخ ناشى از آنست ، به نظر بنده درست نيست . نسخه‌نويسان ايرانى در بىدقتى در نقل و تصرف و تحريف در متن مؤلف ، دست همه محررين عالم را بسته‌اند و احتياج به تصور ترجمه‌هاى مختلف نيست » ( مجلهء دانشكدهء ادبيات [ تهران ] سال پنجم شمارهء 1 - 2 ص 50 ) .