عنصر المعالي كيكاووس بن اسكندر بن قابوس بن وشمگير بن زيار

80

قابوس نامه ( فارسى )

باب چهاردهم در « 1 » عشق ورزيدن بدان اى پسر كه تا كسى لطيف طبع نبود عاشق نشود از انچه « 2 » عشق از لطافت طبع خيزد [ و هر چه از لطافت خيزد ] « 3 » بىشك لطيف بود . خبر « 4 » : « من اشبه اباه فما ظلم » چون او لطيف بود ناچاره « 5 » در طبع لطيف آويزد . نه‌بينى كه جوانان بيشتر عاشق شوند از پيران ، از ان كه طبع جوانان لطيفتر بود از پيران . و نيز هيچ غليظ [ طبع ] « 6 » و گران [ جان ] « 7 » عاشق نشود از انكه اين علتى است كه خفيف روحان را بيشتر افتد . اما تو جهد كن تا عاشق نشوى ؛ اگر گرانى و اگر لطيف از عاشقى بپرهيز كه عاشقى با بلاست خاصه بهنگام مفلسى كه هر مفلسى كه عاشقى ورزد معاينه در خون خويش سعى كرده باشد خاصه كه پير باشد كه پير را جز بسيم غرض حاصل نشود « 8 » ( 37 ر ) چنان كه من گويم :

--> ( 1 ) - ل و ن : اندر ( 2 ) - بمعنى از انكه ، چنين است پ ؛ ل و ب : از انكه ( 3 ) - از نسخهء ل و ب افزوده شد ( 4 ) - ل : كه گفته‌اند ( 5 ) - ل : ناچار ( 6 ) - از نسخهء ل و ب و پ افزوده شد ( 7 ) - از نسخهء ل و ب و پ افزوده شد ( 8 ) - ل افزوده : و كار بهندام نيايد