عنصر المعالي كيكاووس بن اسكندر بن قابوس بن وشمگير بن زيار
79
قابوس نامه ( فارسى )
بمردمان رسد . اما با هيچ كس جنگ مكن كه جنگ كردن نه كار محتشمانست بل كار زنانست « 1 » يا كار كودكان پس اگر اتفاق افتد كه با كسى جنگ كنى هر چه بدانى و بتوانى گفت « 2 » مگوى ، جنگ چندان كن كه آشتى را جاى بود . و يكباره بىآزرم و لجوج مباش و از عادتهاى مردمان فرومايه بترين عادتى لجوجى « 3 » شناس و بهترين عادتى متواضعى است كه متواضعى نعمت ايزديست كه كس برو حسد نبرد . و بهر سخنى مگوى در خطاب كه : اى مرد ، كه اى مرد گفتن بىحجت مرد را از مردمى بيفگند . اما سيكى خوردن و مزاح كردن و عشق باختن اين همه كار جوانانست چون حدّ و اندازه « 4 » نگاه دارى بر نيكوترين وجهى بتوان كردن « 5 » و هم بتوان پرهيز كردن چون خرد را كارفرمايى « 6 » . و اندر سيكى خوردن و مزاح كردن لختى گفته آمد در باب عشق ورزيدن نيز آنچه دانيم « 7 » بهرى بگوييم « 8 » ؛ ندانم كه تو بجاى توانى آوردن يا نه ؟ كه با دل داورى كردن كارى دشوارست .
--> ( 1 ) - ل افزوده : يا كار برنايان ( 2 ) - ل و ن : گفتن ( 3 ) - ل و ن افزوده : و بىآزرمى ( 4 ) - ل افزوده : كار ؛ ن افزوده : كارها ( 5 ) - ل و ب افزوده : چنان كه مردم بس ملامتى نكند و نيز اگر خواهند كه بپرهيزند ؛ ن : چنان كه مردم بسى ملامتى نكنند ؛ پ : ملامتى نكنند و نيز اگر خواهى كه پرهيز كنى ( 6 ) ، ن : ندارد ( 7 ) - ل : دانم ( 8 ) - ل : بگويم