عنصر المعالي كيكاووس بن اسكندر بن قابوس بن وشمگير بن زيار
71
قابوس نامه ( فارسى )
باب دوازدهم در « 1 » مهمان « 2 » كردن و مهمان شدن اما مردمان بيگانه را هر روز مهمان مكن كه هر روز بسزا به حق مهمان نتوانى رسيد « 3 » . بنگر تا بيك ماه چند بار ميزبانى خواهى كردن ، آنكه سه بار خواهى كردن يك بار كن و نفقاتى كه در آن سه مهمانى خواهى كردن درين يك مهمانى كن « 4 » تا خوان تو از همه عيبى برى بود و زبان عيبجويان بر « 5 » تو بسته بود . و چون ميهمانان در خانهء تو آيند هر كسى را پيش باز همى رو و تقرّبى همى كن اندر خور ايشان و تيمار هر كسى بسزا همى دار چنان كه بوشكور بلخى گويد : شعر كرا « 6 » دوست مهمان بود ورنه « 7 » دوست * شب و روز تيمار مهمان بروست « 8 » اگر وقت ميوه بود پيش از نان خوردن ميوهاى تر و خشك پيش ايشان نه تا بخورند . و يك زمان توقف كن آنگاه مردمان را بنان بر و تو منشين تا آنگاه كه
--> ( 1 ) - ل : در آيين ؛ ن : اندر ( 2 ) - ل و ن : مهمانى ( 3 ) - ل و ن : نتوان رسيدن ( 4 ) - ل : به كار بر ( 5 ) - نسخهء اصل : از ، بقياس معنى و نسخهء ل و ن و پ اصلاح شد ؛ ب : عيبجويان تو ( 6 ) - ن : اگر ( 7 ) - ل و ن : يا نه ( 8 ) - ن : نكوست