عنصر المعالي كيكاووس بن اسكندر بن قابوس بن وشمگير بن زيار
50
قابوس نامه ( فارسى )
نكتهاى بديع يادم آمد از قول نوشروان عادل ، ملك ملوك العجم ، اندرين كتاب ياد كردم تا تو نيز بخوانى و بدانى « 1 » و ياد گيرى و كاربند باشى كه كار بستن سخنها و پندهاى آن پادشاه ما را واجبتر باشد كه ما از تخمهء آن ملكيم . بدانكه چنين خواندهام از اخبار خلفاى گذشته كه مأمون خليفه رحمه اللّه بتربت نوشروان عادل شد ، آنجا كه دخمهء او بود ، « 2 » و آن قصه درازست . اما مقصود اينست كه مأمون در دخمهء او رفت « 2 » اعضاهاى « 3 » ( 28 پ ) او را يافت بر تختى پوسيده و خاك شده ، و بر فراز تخت وى بر ديوار دخمه « 4 » خطى چند بزر نبشته بود به خط پهلوى . مأمون بفرمود تا دبيران پهلوى را حاضر كردند و آن نبشتها را بخواندند و ترجمه كردند بتازى ؛ پس از تازى در عجم معروف شد . اول گفته بود كه : تا من زنده بودم همه بندگان خداى تعالى از عدل من بهرهور بودند و هرگز هيچ كس به خدمت پيش من نيامد كه از رحمت من بهره نيافت ؛ اكنون چون عاجزى آمد هيچ چاره ندانستم جزين كه اين سخنها برين ديوار نبشتم تا اگر وقتى به زيارت من كسى بيايد ، اين لفظها بخواند و بداند ، او نيز از من محروم نمانده باشد « 5 » ، اين سخنها و پندهاى من پاى مزد « 6 » آن كس باشد و آن پندها اينست كه نبشته آمدست .
--> ( 1 ) - از اينجا تا آخر اين باب در نسخهء ل مذكور نيست ولى در آخر باب هشتم آمده است ( ر . ك . ص 55 ح 5 ) ( 2 - 2 ) ، ن : ندارد ( 3 ) - ن : اعضاى ( 4 ) - در نسخهء اساس بفتح اول و سوم است ( 5 ) - ن افزوده : و ( 6 ) - ل و ن و ب : پاى رنج