عنصر المعالي كيكاووس بن اسكندر بن قابوس بن وشمگير بن زيار

51

قابوس نامه ( فارسى )

باب هشتم در « 1 » ياد كردن پندهاى نوشين‌روان اول گفت : تا روز و شب آينده و رونده است از گردش حالها شگفت مدار . دوم « 2 » گفت : چرا مردمان از كارى پشيمانى خورند كه از ان كار ديگرى پشيمانى خورده باشد ؟ پند سيم چرا ايمن « 3 » خسبد كسى كه با پادشاه آشنايى دارد ؟ پند چهارم چرا زنده شمرد كسى خويشتن را كه زندگانى او جز بكام بود ؟ « 4 » پنجم چرا نخوانى كسى را دشمن « 5 » كه جوانمردى خويش در آزار مردمان داند ؟ پند ششم چرا دوست خوانى كسى را كه دشمن دوستان تو باشد ؟ پند هفتم با مردم بىهنر دوستى مكن كه مردم بىهنر نه دوستى را شايد « 6 » و نه دشمنى را .

--> ( 1 ) - ل و ن : اندر ( 2 ) - در نسخهء ل در ابتداى هر جملهء پندآميز كلمهء « ديگر » به كار رفته و در نسخهء ن كلمهء « آخر » ؛ عددها در نسخهء اصل مذكور است ( 3 ) - ل : آمن ( 4 ) - از اينجا نظم و جاى جمله‌ها در نسخهء ن با نسخهء اصل و نسخهء ل متفاوتست ( 5 ) - ل : چرا دشمن نخوانى كسى را ( 6 ) - ل : بشايند