أبو القاسم عبد الله بن علي الكاشاني ( القاشاني )
62
عرايس الجواهر ونفايس الأطايب ( فارسى )
و نشان آنك به موضعى لعل خواهد بود آن است كى سنگى سفيد رنگ مانند رگى در كوه پديد مىآيد و آن غلاف و وعاى لعل است . و اصحاب معادن وعا با لعل به هم معل « 1 » خوانند و بزرگ و كوچك افتد [ b 12 ] و حدّ آن از فندقى باشد تا خربزه و هرگز معل زيادت از سه رطل نيافتهاند . و چون آن وعا را بيابند بشكنند در اندرون آن مثل دانهاى انار لحم در شحم رسته باشد . و در ميان معل يكپاره بزرگتر بود و به تدريج خردتر مىشود تا به كناره رسد ريزه شده باشد مانند دانهء ارزن ، و هرچ بزرگتر بود رنگينتر باشد و به ترتيب بىرنگتر مىشود . و از ريزه هيچ چيز نتوان ساخت مگر كوفتن را شايد جهت مفرّح . و طبقهء آن در سرخى سه درجه است : درجهء اعلى كى در غايت رنگ و صفا و طراوت باشد ، به اصطلاح جوهريان « كردمكى » خوانند ، و فرود او پيازكى است . و نوعى ديگر را تمرى خوانند . و نوعى ديگر لحمى ، آن به رنگ جمس باشد . و نوعى ديگرست بيدكى كى به چرخ بيد جلا گيرد . و نوعى ديگرست عنّابى و نوعى ديگرست بقمى . و نوعى ديگر ادريسى است . و كمترين همه اكهب باشد و كمقيمتتر ، چه تيره
--> ( 1 ) - الجماهر : مغل . تنسوخنامه : معل .