أبو القاسم عبد الله بن علي الكاشاني ( القاشاني )

61

عرايس الجواهر ونفايس الأطايب ( فارسى )

باب پنجم در معرفت و صفت لعل و انواع آن و معادن و خواصّ او لعل جوهرى است حجرى سرخ صافى شفّاف رخشنده و جوهر و صورت او به ياقوت سرخ نزديك است ، و پارهاى لعل باشند كه از بعضى از انواع ياقوت سرخ رنگين‌تر و باطراوت‌تر و روشن‌تر بود ، لكن در صلابت با جرم ياقوت برابر نباشد . و در قديم الايام لعل نبوده است . ازين جهت خاصيّت او در هيچ كتاب ياد نكرده‌اند . و سبب ظهورش آن بوده است كى در طرف مشرق در كوههاى حدود بدخشان در موضع ورزقنج « 1 » از قصبات بدخشان سه روزه راه زلزلهء عظيم شد و آن كوههاى شامخ شكافته گشت و لعل از ميان آن سنگها ظاهر گشت و انواع لعل پديد آمد . اصحاب معادن آنجا كندن گرفتند . و هر معدنى به يكى منسوب شد : چون بلعباسى و سليمانى و حمدانى « 2 » و ديگرى معدن باونولون « 3 » كى جوهر زرد مشمشى از آنجا مىخيزد ، و معدن شريفى كى در آنجا بنفسجى خيزد ، و جمله نه معدن شد . و بعضى به ديههائى كه بدان موضع نزديك بود نسبت كردند . چون پيازكى « 4 » كه به ديه پيازك كى بر دامان آن است نزديك است ، و جماعتى گمان برده‌اند آن را به لون پياز سرخ نسبت مىكنند و آن نسبتى و تشبيهى دورست .

--> ( 1 ) - اصل بدون نقطه ، تصحيح مبتنى بر « الجماهر » بيرونى است و محل شك . ( 2 ) - در الجماهر « رحمانى » آمده است ( 3 ) - كذا در اصل ، الجماهر : ناونولون ( 4 ) - الجماهر : نيازكى .