أبو القاسم عبد الله بن علي الكاشاني ( القاشاني )
16
عرايس الجواهر ونفايس الأطايب ( فارسى )
آن جوهر و به علل مذكور و سبب مرور ايّام در آن مسيل معدنى پديد آيد و آن را نشوى باشد . و علّت تكوين اكثر معادن آن باشد كه در تجاويف زمينها بخارى تر مائى يا بخارى خشك دخانى و به تكرير طريان حرارت و برودت متعاقب مترادف بهسبب اشعهء آفتاب و مسامتهء كواكب و به سبب حرارت و برودتى كى در آن تجاويف حادث مىشود به سبب تغيّر هوا يا به اسبابى ديگر چون ميغ كوههاى بلند كه مانع شعاع آفتاب باشد يا موضعى كه در غايت انخفاض باشد و شعاع آفتاب بر آنجا افتد آن موضع را فضل سخونتى حاصل آيد . يا برعكس اين فضل برودتى يا هبوب بادهاى شمال يا جنوب به موضعى مىرسد يا مانعى بود كه نرسد ، يا بحرى بود بر مهبّ آن بادها تا بخارات را بدان موضع مىرساند و بواسطهء اين تغيّرات تغيير تجاويف زمينها باشد . و اكثر تكوين معادن در زمستان باشد و بيشتر ظهور جواهرى كه به سبب حرارت ظاهر شود در تابستان بود ، و علّت حقن بخارات باشد كه از برودت هوا تحليل نپذيرد و به حرارت تابستان منحلّ شود . و تكوّن معدنيّات را اسباب مختلف بسيارست . بعضى به احتراق بود ، چون نمكها و زاجات و نورهها و مانند اينها ، و بعضى چون انواع جواهر حجرى . و اصحاب صناعت اكسير به طريق صناعى املاح مىكنند و هر چيز كه آن را تكليس كنند به ضرورت درو ملوحتى پيدا شود . و جملهء سنگها گلى است متحجّر شده ، و دليل محسوس آنك آتش بسيار گلها را سفال كند و اگر بيشتر افروزند آن را