خواجه نظام الملك الطوسي

312

سير الملوك ( سياستنامه ) ( فارسى )

فصل چهل و هفتم اندر خروج خرمه‌دينان خذلهم الله 1 - و اكنون فصلى چند مختصر در باب خرمه‌دينان ياد كند بنده تا خداوند عالم خلد اللّه ملكه را دربارهء ايشان نيز ديدارى درافتد . بهر وقتى كه خرمه‌دينان خروج كرده‌اند باطنيان با ايشان يكى شده‌اند و ايشان را قوت داده و هرگاه كه باطنيان خروج كنند خرمه‌دينان با ايشان يكى شوند و بتن و مال ايشان را قوت دهند كه اصل مذهب هردو در دين و در فساد و معنى يكيست . 2 - و در سنهء اثنى و ستين [ 140 b ] و مايه در ايام مهدى باطنيان گرگان كه ايشان را سرخ علم خوانند يعنى محمّره ، قوتى گرفتند عظيم و با خرمه‌دينان دست‌يكى كردند و گفتند « ابو مسلم زنده است ، ما ملك بستانيم و به دو بازدهيم . » و پسر ابو المغراء نواسهء ابو مسلم را مقدم خويش كردند و تا برى بيامدند و همه حرامها حلال داشتندى و زنان ايشان بر يكديگر مباح بودى . پس مهدى باطرافها نامه‌ها نبشت تا با عمر بن العلا كه والى طبرستان بود دست‌يكى كنند و بحرب ايشان شوند . برفتند و بپراكندند اين جمع را . و در آن وقت كه هارون الرشيد بخراسان بود ديگرباره خرمه‌دينان خروج كردند از ناحيت