خواجه نظام الملك الطوسي

313

سير الملوك ( سياستنامه ) ( فارسى )

سپاهان از برندين « 1 » و كاپله و فابك و از ديگر روستاها . و قومى بسيار از رى و همدان و دشت بيه 93 بيامدند و به آنها پيوستند ، عدد ايشان بيش از صد هزار شد . هارون عبد اللّه بن مالك را از خراسان با بيست هزار سوار بجنگ ايشان فرستاد . ايشان از او بترسيدند و بجايگاه خويش شدند و بهارون نبشت كه « مرا از ابو - دلف نگزيرد « 2 » . » جواب آمد كه « فرمان‌بردار او باش . » پس هردو دست يكى كردند . و خرمه‌دينان ديگر بار بعشوهء باطنيان قومى بسيار جمع شدند و دست بفساد و غارت بردند . ابو دلف عجلى و عبد اللّه ناگاه تاختن بردند و ايشان را غافل يافتند . خلقى بىحد از ايشان بكشتند و زن و فرزند ايشان را ببغداد بردند و بمزيد بفروختند . ديگر خروج بابك 3 - بعد از اين چون نه سال برآمد بابك خروج كرد از آذربايگان . اينها قصد كردند كه به دو پيوندند . شنيدند كه لشكرى به راه ايشان فرستاده‌اند . بترسيدند [ 141 a ] و از راه بازگشتند و بپراكندند . ديگر پس در سال دويست و دوازده در ايام مأمون خرمه‌دينان خروج كردند از ناحيت سپاهان و بريده « 3 » و كاپله و كره و باطنيان با ايشان پيوستند و فسادها كردند و بآذربايگان شدند و ببابك پيوستند . و مأمون محمد بن حميد طايى 94 را بجنگ بابك فرستاد « 4 » تا با خرمه - دينان جنگ كند و فرموده بود تا اول با زرير بن على بن صدقه 95 حرب كند كه او عاصى شده بود و در كوهستان عراق ولايت مىكند و كاروانها مىزد . برفت و هيچ از خزانهء « 5 » مأمون نخواست و بمال خويش لشكر را روان كرد و بجنگ زرير شد و زرير را بگرفت و قوم او را هلاك كرد و پراكنده كرد . مأمون قزوين و

--> ( 1 ) - بريدن ؟ ؟ ؟ N : برندين M : بويدن C : برون P - : K ( 2 ) - نه گريزد P : بگريزد N ناگزيرست K : ناگزير بود C ( 3 ) - بريده M : بريده N : بويده C : رونده P - : K ( 4 ) - فرستاد PC : فرستادند N ( 5 ) - خزانهء PC : خانهء N