خواجه نظام الملك الطوسي

311

سير الملوك ( سياستنامه ) ( فارسى )

اخبار او و از آن هريكى از اين سگان كه ياد كرديم كتابى هرچه بزرگتر و ضخيم‌تر مقرمط نبشته . و از حديث او بدين مقدار از جهت آن ياد كرده شد تا ذكر او از اين مجموع خالى نباشد . 39 - و باطنيان را بهر وقتى كه خروج كرده‌اند نامى و لقبى بوده است و بهر شهرى و ولايتى بدين جهت ايشان را بنامى ديگر خوانند و ليكن بمعنى همه يكىاند . و بحلب و مصر اسماعيلى خوانند و بقم و كاشان « 1 » و طبرستان و سبزوار سبعى خوانند و ببغداد و ما وراء النهر و غزنين قرمطى و بكوفه مباركى و ببصره روندى و برقعى و برى خلفى و بگرگان محمّره و بشام مبيّضه و به مغرب سعيدى و بلحصا و بحرين جنابى و باصفهان باطنى . و ايشان خويشتن را تعليمى خوانند « 2 » و مانند اين . و مقصود ايشان همه آن باشد تا چگونه مسلمانى براندازند و خلق را گم‌راه كنند و در ضلالت اندازند .

--> ( 1 ) - كاشان CK : قاشان P - : N ( 2 ) - خوانند N - : PCK