خواجه نظام الملك الطوسي

237

سير الملوك ( سياستنامه ) ( فارسى )

جهت مال و خواسته رنجها رسانيده‌اند و شكنجها كرده ، در اين حال كه سليمان ابن عبد الملك مرا بخواند بحقيقت مرا معلوم نبود كه از جهت چه مىخواند . انديشيدم كه اگر از من گنج‌نامه طلب كند يا چيزى درخواهد كه وفا [ 105 a ] نتوانم كرد و يا رنجى رساند كه طاقت آن ندارم نگين انگشترى بدندان بكنم و زهر بخورم تا از رنج و مذلت برهم . » 37 - چون از وى سخن بر اين جمله شنيد در حال بازگشت و پيش سليمان آمد و اين ماجرا بازگفت . سليمان را از هشيارى و پيش‌بينى جعفر عجب آمد و دل بر وى خوش كرد و عذر وى بپذيرفت و فرمود تا مركب خاص بدر او برند « 1 » و همهء بزرگان بدر سراى او روند و او را باعزاز و اكرام بدرگاه آرند . پس ديگر روز همچنين كردند . چون جعفر پيش سليمان آمد سليمان او را دست داد و از رنج راه بپرسيد و بسيارى نيكويى گفت و بنشاندش و هم در حال خلعت وزارت بپوشانيدش و دوات پيش نهادند تا چند توقيع پيش او بكرد و هرگز سليمان را بدان خرّمى نديده بودند كه آن روز . چون از بارگاه برخاست نشاط شراب كرد و مجلس بياراستند از زر و جواهر بر فرشهاى از « 2 » زر كشيده بافته كه هرگز جهانيان چنان نديده بودند . 38 - و بمجلس شراب بنشستند و در خرّمى جعفر از سليمان بن عبد الملك پرسيد كه « از ميان چندين هزار مردم ملك بچه بدانست كه بنده با خويشتن زهر دارد ؟ » سليمان گفت « چيزى با من است كه بر من از همهء خزانه‌ها و هرچه دارم عزيزتر است و هرگز از خويشتن جدا نكنم و آن دو مهره است مانند جزع ، و نه جزع است و از خزانهء ملكان بدست من افتاده است و بر بازوى من بسته « 3 » است . خاصيتش آن است كه « 4 » هر كجا زهرى باشد يا با كسى و يا در

--> ( 1 ) - برند Kb : بردند NPC ( 2 ) - از CK - : NPb ( 3 ) - پسته N - : PCKb ( 4 ) - كه N - : PCKb