خواجه نظام الملك الطوسي
238
سير الملوك ( سياستنامه ) ( فارسى )
طعامى و شرابى چنان كه بوى زهر بديشان رسد در حال بجنبش آيند و بر يكديگر زدن گيرند و بىقرار شوند و من بدانم كه زهر در آن مجلس حاضر كردهاند و احتياط آن بر دست گيرم . [ 105 a ] چون تو پاى از ايوان درنهادى مهرهها جنبيدن گرفتند . هرچند پيشتر مىآمدى جنبش ايشان تيزتر « 1 » مىشد . چون در پيش من بنشستى خويشتن را بر يكديگر مىزدند و مرا هيچ شكى نيز نماند كه اين زهر با تو است و اگر بجاى تو « 2 » كسى ديگر بودى هيچ ابقا نكردمى . و چون ترا بازگردانيدند مهرهها ساكنتر همىشد ، تا تو از سراى بيرون نشدى قرار نگرفتند . » و آنگاه از بازو بگشاد و بجعفر نمود و گفت « تو هرگز در جهان عجبتر از اين چيزى ديدهاى ؟ » و همهء بزرگان در آن مهرهها بتعجب نگاه مىكردند . پس جعفر « 3 » گفت « من در عمر خويش « 4 » در جهان دو عجب « 5 » ديدم كه مثل آن نديدم ، يكى اينكه با ملك مىبينم و ديگر با ملك طبرستان ديدم . » سليمان گفت « آن چگونه چيزى بود ؟ بازگوى تا بشنوم . » حكايت 39 - جعفر گفت « چون فرمان ملك رسيد بوالى بلخ تا بنده را بجانب دمشق گسيل كند بنده برگ راه بساخت و روى به خدمت نهاد و از نشاپور آهنگ طبرستان كرد كه آنجا بضاعتى داشت . چون بطبرستان رسيد ملك طبرستان استقبال كرد و بنده را در شهر آمل در سراى خويش فرود آورد و نزل فرستاد . و هر روز بخوان و مجلس بهم بوديم و هر روز بجايى ديگر بتماشا رفتيمى « 6 » . روزى
--> ( 1 ) - تيزتر Nb : بيشتر PCK ( 2 ) - بجاى تو PKb : تو بجاى C - : N ( 3 ) - جعفر N - PCK : برمك b ( 4 ) - در عمر خويش Cb : در زندگانى خويش N - : PK ( 5 ) - عجب PCKb : تعجب N ( 6 ) - رفتيمى Nb : رفتمانى PK - : C