محمد بن على ظهيرى سمرقندى

9

سندباد نامه ( فارسى )

قطعه « 1 » خسروا مُلك بر تو خرّم باد * كُلّ گيتى ترا مسلّم باد از تو آباد ظلم ، ويران گشت * به تو بنياد عدل ، محكم باد خطبه تعظيم يافت از نامت * همچنين سال و مه معظّم باد به يمينت چو مُلك داد يسار * در يسار تو خاتم جم باد وانچه « 2 » در مُلك جم نبود ترا * همه زير نگين خاتم باد چتر ميمون همّت اعلات * سايه‌دار سپهر اعظم باد بر دلى كز تو خال عصيانست * همه كارش چو زلف درهم باد تا كم‌وبيش در شمار آيد * دولتت بيش و دشمنت كم باد 1 و چنان كه ساكنان زمين سر بر آستانهء مقدّسهء عاليه مىنهند ، روشنان عالم بالا ، پيشانى بر خاك جناب ميمون خواهند نهاد و اوامر و نواهى اين پادشاه عالىنسب شريف حسب ، بر برّوبحر و خشك‌وتر و ذروه و حضيض عالم بر اطلاق تنفيذ يابد . چنان كه اگر خواهد امر او زمين را در حركت آرد « 3 » و نهى او زمان « 4 » را از حركت بازدارد . شعر ذو طلعة لو قابلت شمس الضّحى * سجدت لها من هيبة و جلال 2 بيت اگر به چرخ بر از چرخ او نمونه كنند * نمونه ناطح انوار گردد و اجرام تنش بخايد شاخ دوشاخهء ناهيد * زهش بمالد گوش دوگوشهء بهرام ز رشك او بخمد پشت صاحب خرچنگ * ز سهم او برمد هوش راكب ضرغام 3 حزم او كه منهى عالم بالاست ، از مغيّبات و مكوّنات « 5 » قدر خبر دهد و عزم او كه طليعهء لشكر قضاست ، روز رفته را دريابد .

--> ( 1 ) . آتش : بيت ( تاشكند مطابق متن ) . ( 2 ) . ازمير : و آنكه ( 3 ) . ادامه نسخه تاشكند از برگ 5 ( 4 ) . ازمير : زبان ( 5 ) . آتش : مكنونات ( تاشكند مطابق متن )