محمد بن على ظهيرى سمرقندى
مقدمهء مصحح 35
سندباد نامه ( فارسى )
ملوك و افضل سلاطين ، خاقان عالم عادل اعظم . . . بياراست » ص 6 « عواطف او شمل رحمت بر اكناف متظلّمان كشيده است و لطايف او درهاى رأفت بر مظلومان گشاده » ص 7 ج - مختصّات زبانى : - در ذكر نامهاى جغرافيايى به محل آنها كارى ندارد ، بلكه سعى در آوردن كلمات هموزن دارد : « سفرى شاقّ به جانب عراق » ص 161 - استفاده از كلمات عربى به تقاضاى صنايع ادبى صورت مىگيرد : مثلا گاهى « صفحهء رخسار » و گاهى « صفحات وجنات » مىآورد . - مطابقهء موصوف و صفت به لحاظ جنس و جمع و مفرد ، گاه وجود دارد و گاهى رعايت نمىشود : « قرون سالفه و عهود ماضيه » ، « مساعى حميد و مآثر مرضى » - نوعى جملات شرطى كه با « اگرنه » شروع مىشود و جواب آن با « و الّا » مىآيد . « اگر نه آنستى كه تو مطالعهء اين . . . تكفّل كردهاى و الا من اين جمعيت و زوجيت باطل كردمى » ص 67 - استعمال وجه شرطى تحقق نيافتنى ( ماضى ) : « كاشكى هرگز ترا نديدمى و از تو كليچه نخريدمى » ص 149 - اضافهء صفت به موصوف : « لطايف حيل » ، « قبايح احوال » - گذرا كردن افعال ناگذر : « در ضيافت دولت ، طفيليان مملكت را مرحبايى و طال بقايى شنوانيده آيد » ص 26 - حذف شناسه ( ضمير متصل فاعلى ) به قرينهء لفظى : « به ديده گرد دامن او برفتم و به زبان معذرت گفت » ص 17 - استعمال پيشوند « اندر » : « اندر ربودن » - ساختن صفات مركب كه معنى تشبيه دارند : « ماه خدّ » - استفاده از ضمير « آن » با مرجعى كه انسان است : « فاضلترين انبيا آن است كه بر وى كتاب و شريعت نازل شده است » ص 5