محمد بن على ظهيرى سمرقندى

مقدمهء مصحح 36

سندباد نامه ( فارسى )

- كاربرد « ازين » با ياء نكره براى بيان نوع : « ازين پهن‌برى ، باريك‌ساقى ، لاغرميانى » ص 143 - كاربرد « مى » در وجه امرى براى تأكيد بر استمرار عمل : « تقديم مىكن » - استعمال ضمير « او » و « وى » براى غير ذوى العقول : « مهتر پيلبانان را مثال داد تا او را رياضت دهد و آداب كرّ و فرّ . . . در وى آموزد » ص 41 - برخى لغات كه در معانى خاص در سندبادنامه وجود دارد : گرنج : برنج بابت : درخور خسرو : پدرشوهر گرفتن : صيد كردن ماندن : باختن در قمار و نرد مشاهده : رخسار به‌آمد : مصلحت راجع به حكايتهاى سندباد و مندرجهء آنها در سندبادنامهء ظهيرى كه شامل يك حكايت اصلى و سى و سه حكايت فرعى است ، علم ادارهء مملكت و رفتار با رعيت به خوبى بيان شده است و سبك قصه در قصه به مؤلف امكان داده است كه حكايات متعدد تمثيلى را در اثر خود وارد كند كه هدف كلى آنها پند و اندرز است و براى تقويت سخن وزيران ، كنيزك و سندباد آمده است . مؤلف با بيان اين حكايتها ، حاكمان و پادشاهان را به عدل و انصاف دعوت مىنمايد و معتقد است اگر در رأس دولت ، پادشاهى عاقل و دانا و وزيرانى باتمكين باشند ، ظلم و ستم از مملكت رخت برمىبندد و از جمله وظايف پادشاهان را : با دانايان مشورت كردن ، منصب دادن به عاقلان ، شتاب نكردن در امور ، تعليم فرزند و . . . مىداند . هدف اصلى وزيران از گفتن حكايت اين است كه شاهزاده را از مرگ ناحق نجات دهند و از طرف ديگر كنيزك حكايتها را از آن جهت مىگويد كه پادشاه را خشمگين كرده ، او را به فرزندكشى وادار نمايد . يعنى از يك طرف هفت وزير عاقل و از طرف ديگر كنيزك در مدت هفت روز مبارزه مىكنند و حكايتهاى آنها گاه پادشاه را به غضب مىآورد و گاه آرام مىگرداند . حكايتهاى داخلى سندبادنامه از جهت ساخت و مندرجه به