محمد بن على ظهيرى سمرقندى
مقدمهء مصحح 32
سندباد نامه ( فارسى )
سندبادنامه مشاهده مىشود . « به امتزاج بخار و دخان در فضاى هوا ، رعد و برق و سحاب و رياح و شهاب موجود گردانيد » ص 1 . - تضاد ( طباق ) : « اوامر و نواهى اين پادشاه عالى نسب شريف حسب بر برّ و بحر و خشك و تر و ذروه و حضيض عالم بر اطلاق تنفيذ يابد » ص 8 . - موازنه و ترصيع : « صفحات او پر از بدايع فطرت و صنايع فكرت و عجايب عقل و غرايب فضل و نوادر خواطر و نفايس ضماير . آب حيات دلهاى مرده و روضهء انس جانهاى پژمرده » ص 17 . - تتابع اضافات : « درّ صدف وجود و زبدهء شرف موجود است و ثمرهء شجرهء بستان صنع پادشاهى و معنى خط دفتر ملكوت الهى » ص 20 . - اشتقاق و شبه اشتقاق : « خطرات خواطر به ساحت جبروت او نينجامد و خطوات ضماير به سياحت مساحت ملكوت او نرسد » ص 1 . - اقتباس از آيات و احاديث : اقتباس از آيات و احاديث يكى از فنىترين مشخصات نثر سندبادنامه است كه براى آرايش كلام و تزيين عبارت و تأكيد مفهوم آن استعمال مىشود . عبارات و تركيبات عربى و فارسى توسط مؤلف سندبادنامه چنان به هم پيوسته مىشود كه رشتهء عبارت از فارسى به عربى و از عربى به فارسى منتقل مىشود ، آنگونه كه در عبارتهاى زير ملاحظه مىكنيم : « در سرّ با عالم الاسرار گفت : يا من يجيب المضطرّ اذا دعاه و يكشف السوء » ص 102 « او را زبون و مغبون نگرداند و كاد الفقر ان يكون كفرا برنخواند » ص 118 . - استفاده از اشعار فارسى و عربى : نويسنده در استفاده از ابيات فارسى بيشتر به انورى و در ابيات عربى بيشتر به متنبّى نظر دارد . - درج امثلهء فارسى و عربى : « چون گامى چند برفتند ، ماهيى ديدند ، روباه گفت : الله اكبر و الخليفة جعفر . اينك علامت آنكه دعاى من به اجابت مقرون گشت » ص 35 « ما را به كرد خويش مأخوذ و معاقب و متهم گرداند و اين مثل عقل برخواند : انگور شگال خورد و پينه تاك » ص 57 .