محمد بن على ظهيرى سمرقندى

مقدمهء مصحح 33

سندباد نامه ( فارسى )

- استفاده از سخنان بزرگان : « و گشتاسب كه واسطهء قلادهء اكاسرهء عجم و كيان ايران بوده است ، مىگويد : الدين بالملك يقوى و الملك بالدين يبقى » ص 3 . - تلميح : 1 - تاريخى : « نبينى كه افلاطون و ارسطاطاليس و اسكندر و بقراط به عالم عدم رفته‌اند و ذكر ايشان در عالم وجود مانده است » ص 21 . 2 - اساطيرى : « گمان بردم كه ضحاك بيباك قصد جمشيد كرده است يا بهرام روى به كين ناهيد نهاده » ص 78 . 3 - دينى : « از آن لحظه كه تو قدم از خانه بيرون نهادى ، طوفان نوح و صاعقهء هود و عذاب ثمود درايستاد » ص 69 . 4 - ادبى : « چنان كه مجنون در فراق ليلى و كثيّر در عشق عزّه و وامق در مهر عذرا » ص 107 5 - علمى : « بر ديگر سطح اشكال هندسى چون مثلّثات و مربّعات و كثير الاضلاع و مدوّر و مقوّس و منحنى و مستقيم بركشيد » ص 47 . - تكرار : تكرار كردن امثال و اشعار فارسى و عربى در موضع‌هاى مختلف از ويژگيهاى ظهيرى است . ب - مختصات معنوى : - استفاده از انواع تشبيه ، استعاره ، مجاز و كنايه : « سپر ماه ، چهره گشادهء قلم قدرت اوست و تيغ آفتاب از نيام صبح ، بركشيدهء ارادت او » ص 1 ، « هر سائل كه به درگاه او دهان چون گل بگشاد ، چون نرگس جام زر بر كف نهاد و چون گل ، طشت زر بر سر نهاد » ص 11 . - ايهام تناسب : « تا چون حريف خريف عربده آغاز كند و دست زمستان از كمان آسمان تير زمهرير گشادن گيرد و آسمان از كمان قوس پنبه زدن سازد » ص 118 . - وصف : توصيف پديده‌هاى مختلف اعم از محسوس و غير محسوس در سندبادنامه جايگاه ويژه‌اى دارد و ظهيرى در سندبادنامه هرچيزى را توصيف مىكند از جمله : وصف صبح ، شب ، مرغزار ، اشخاص ، پيل ، سردى و تيرگى هوا . . . - توصيف كوه و درّه : « مقام در كوهى ساختند كه حضيض او به نزهت و رفعت ، بر گلزار