محمد بن على ظهيرى سمرقندى

244

سندباد نامه ( فارسى )

و چهار مقاله نظامى عروضى ، معين ، ص 18 ص 4 ( 1 ) ترجمه : هركس چيره شد به زور از ديگران سلب كند . نظير : من عزّ بزّ ( امثال و حكم دهخدا ، ج 4 ، ص 1746 ) ( 2 ) ترجمه : شمشير ، تنها از آن كسى است كه آن را از نيام بيرون كشد و همواره سلطنت كسى راست كه چيرگى يابد . در اغراض السياسه ، شعار ، ص 46 نيز آمده است . ( 3 ) از متنبّى ( ديوان ، عكبرى ، ج 4 ، ص 174 ) ترجمه : هنگامى كه آن دو ( دين و سلطنت ) براى شخصى سختكوش جمع شوند ، او به هر مقامى از بزرگى مىرسد . ( 4 ) قرآن كريم ( 90 / 16 ) ترجمه : الله تعالى به راست‌كارى مىفرمايد و به نيكوكارى . ص 5 ( 1 ) مأخوذ است از حديث : السلطان ظل الله فى الارض يأوى اليه كل مظلوم من عباده ( شرح مثنوى شريف ، جزو دوم از دفتر اول ص 523 ) در فرائد السلوك ، نورانى وصال و افراسيابى ، ص 252 نيز آمده است . ( 2 ) از متنبّى ( ديوان ، عكبرى ، ج 3 ، ص 191 ) ترجمه : فقيرى را كه به برق بخشش تو چشم داشته باشد ، فقرى نيست و در سرزمينى كه باران آن تو باشى خشكسالى نيست . ( 3 ) عوفى از ظهيرى سمرقندى دانسته است ( لباب الالباب عوفى ، براون و قزوينى ، ج 1 ، ص 92 ) كه بيت دوم در آنجا بدين صورت است : در بنانت ائمه فضلا * در بيانت لطيفهء افضال در اغراض السياسه ، شعار ، ص 9 و ديوان عثمان مختارى ، همايى ، ص 309 و ديوان ابو الفرج رونى ، چايكين ، ص 76 نيز آمده است . ( 4 ) از متنبّى ( ديوان ، عكبرى ، ج 4 ، ص 174 ) ترجمه : اگر خردها نمىبود ، بىگمان پست‌ترين شير درنده به شرف از انسان نزديكتر مىبود . ( امثال و حكم ، محمد بن ابى بكر عبد القادر رازى ، ص 63 ) ص 6 ( 1 ) ترجمه : نيكىهاى او همه را بىنياز و غنى ساخت و سوگند به خدا در روى زمين كسى را باقى نگذاشت كه فقر را بشناسد . ( 2 ) از منطقى رازى ( مجمع الفصحا ، مصفا ، ج 3 ، ص 1181 ) ( 3 ) از احمد بن يوسف ( سندبادنامه ، آتش ، ص 415 ) ترجمه : بر بنده حقى است كه از انجام آن ناگزير است ، هرچند مولاى او بزرگ و داراى فضايل جليل باشد . ( 4 ) ترجمه : خداوند يارانش را گرامى و پيروز و شوكتش را مضاعف كناد . ص 7 ( 1 ) ترجمه : دادگرى بالهايش را بر مردم گسترده ، از اين‌رو شاهين به كبوتر حمله نمىكند .