محمد بن على ظهيرى سمرقندى

245

سندباد نامه ( فارسى )

در اغراض السياسه ، شعار ، ص 316 نيز آمده است . ص 8 ( 1 ) ترجمه : به دنبال اين باران كم ، سيل كوبنده و بنيان‌كن روان گردد و در پس اين گياه ، باغ سرسبز و خرّمى است . و اين چنين لشكرها با هم برخورد مىكنند ، درحالىكه پيش از ملاقات ، آنها را طلايه‌هايى است . در اغراض السياسه ، شعار ، ص 422 نيز آمده است . ( 2 ) ترجمه : پيوسته رايتش برافراشته و نشانش روشن باد . ( 3 ) ترجمه : جوانب و اركان آن دائما آباد و اساس و نواحى آن محفوظ باد . ( 4 ) ترجمه : دوشيزگان و زنان رسيده شهرها از تو خواستگارى مىكنند . پس آرامش آنان به جاى پادشاهان ديگر نصيب تو است . قرآن نازل شد و آياتش به بسط حكومت نويد داد كه اينك موقع آن است . شتران سفيد بيابانهاى بىآب و علف ( بيابانگردان ) ثناى تو را مىكشند و كشتيهاى درياها ( دريانوردان ) دوستى تو را در دل دارند و آهنگ آن مىكنند . اى زنده كننده امتهايى كه به حيات او پيشامدهاى سياه سخت و تاريك ، روشن و سفيد گرديده است . در همه منابر [ از خدا ] توفيق تو را در صالحات مىطلبند و در پس آن آمين همگان است . جاودان در نعمتها باقى بمانى ، [ در سرزمينى ] كه بهار آن پيوسته و آب گواراى آن در چشمه‌ها روان باشد . در اغراض السياسه ، شعار ، ص 4 نيز آمده است . ص 9 ( 1 ) از انورى ( ديوان ، مدرس رضوى ، ج 1 ، صص 109 - 107 ) ( 2 ) ترجمه : با رخسارى كه اگر با خورشيد نيمروز روياروى گردد ، او را از شكوه و بزرگى نماز برد . ( 3 ) از ابو الفرج رونى ( ديوان ، چايكين ، ص 83 ) ص 10 ( 1 ) ترجمه : هرگاه شمشيرى از شمشيرهاى عزم خويش را بركشد ، دست تقدير به لرزه درمىآيد . ( 2 ) از عمادى ( سخن و سخنوران ، فروزانفر ، ج 2 ، ص 184 ) در اغراض السياسه ، شعار ، ص 309 نيز آمده است . ( 3 ) از انورى ( ديوان ، مدرس رضوى ، ج 1 ، ص 244 ) ( 4 ) از متنبّى ( ديوان ، عكبرى ، ج 1 ، ص 30 ) ترجمه : ابرها نمايانگر بخشش تو نيستند و ازين‌رو به تب افتاده‌اند و آنچه فرو مىبارند ، عرق خجالت آنهاست . ( 5 ) از سيد حسن غزنوى ( ديوان ، مدرس رضوى ، ص 113 ) ص 11 ( 1 ) ترجمه : خداوند جلال و شكوه او را پايدار داراد . ( 2 ) از انورى ( ديوان ، مدرس رضوى ، ج 1 ، ص 339 )