محمد بن على ظهيرى سمرقندى

177

سندباد نامه ( فارسى )

نديمى النّجم طول ليلى * حتّى اذا غارت النّجوم اسلمنى الصّبح للبلايا * فلا حبيب و لا نديم 1 آمدن كنيزك روز هفتم به حضرت شاه « 1 » چون علامات « 2 » چتر منوّر خورشيد از افق خاور سر برآورد و رايات اعلام تير و ناهيد در افق باختر سر فروكشيد ، مواكب نجوم و كواكب رجوم از هيبت ضربت شمشير آفتاب « 3 » ، سپر به عجز بيفكندند و انجم سپهر جارى از خجالت رخسار منوّر آفتاب سر در نقاب توارى كشيدند و طناب خيام ظلام از ساحت حديقهء مينا رنگ فرو گشادند . شعر و حلّق باز الصّبح فى الشّرق صاعدا * فخاب غراب اللّيل « 4 » فى الغرب كاسرا 2 بيت چو از حديقهء ميناى چرخ سقلاطون * نهفته گشت علامات چتر آينه گون كنيزك شيشهء نفط برگرفت و با ناله و نفير پيش تخت شاه رفت « 5 » و بعد از تقديم ثنا و اقامت مراسم تحيّت و دعا ، گفت : شعر أمن القضيّة ان اخلّى صاديا * و الحوض رجّاف الغوارب مفعم 3 اكنون كه عدل شامل و فضل كامل پادشاه ، انصاف من بنده نمىدهد و اين واقعهء شنيع « 6 » كه برين « 7 » خدمتكار رفت ، وزنى نمىنهد . بر مظلومان نمىبخشايد و انصاف « 8 » مرحمت متظلّمان نمىفرمايد و فرزند شاه در « 9 » حريم « 10 » حرمت او كه چون حريم حرم ، محترم و مكرّم است ، چنين اقتحامى نمود و عدل شاه بادافراه كردار نامحمود او در تأخير

--> ( 1 ) . ازمير : اين عنوان را چند سطر بعد آورده است ( 2 ) . ازمير : علامت ( 3 ) . ازمير : « آفتاب » ندارد ( 4 ) . ازمير : وجات غراب البين ( 5 ) . ازمير : عنوان « آمدن كنيزك روز هفتم به حضرت شاه » را در اينجا آورده است ( 6 ) . ازمير : شنيع را ( 7 ) . آتش : بدين ( تاشكند مطابق متن ) ( 8 ) . ازمير : « انصاف » ندارد ( 9 ) . آتش : كه در ( 10 ) . ازمير : حرم