محمد بن على ظهيرى سمرقندى
162
سندباد نامه ( فارسى )
انتشار پذيرد و حاسدان و قاصدان از اطراف ممالك سر برآرند و دستهاى تطاول و تعدّى « 1 » دراز كنند و آن غفلت ، مهيّج فترت شود « 2 » و فترت سبب زوال دولت و انتقال ملك گردد « 3 » . ازين « 4 » وساوس و هواجس و متخيّلات و متوهّمات چندان بر وى غلبه كرد كه مثال داد تا پسر را سياست كنند و آن را تاريخ روزنامهء عدل و انصاف گردانند . دستور ششم كه در بسيط مملكت ، تمكين چهار اركان داشت و بر آسمان دولت تأثير خسرو اختران ، چون اين خبر بشنيد كه شاه فرزند را سياست فرمود ، در وقت « 5 » ، مسرعى به جلّاد فرستاد و فرمود كه در سياست شاهزاده توقّف كن تا من پيش شاه روم و در مصلحت توقّف و ترك تعجيل سياست با وى « 6 » سخن گويم و احماد ترك مسارعت در آن بازنمايم . آمدن دستور ششم به حضرت شاه وزير صاحب تدبير شاه نشان كه صايب رأى و مصلحتدان بود ، پيش شاه « 7 » رفت و بعد از اقامت مراسم تحيّت و تقرير لوازم خدمت گفت : از رأى منير كشور گير كه منبع افاضت اجرام آسمان و مرجع افادت آثار اختران است و با فراست اياس ، كياست عمرو عاص و با دهاى نعمان ، ذهن لقمان مجتمع و فراهم دارد و حل كنندهء مشكلات حوادث و گشايندهء معضلات نوايب است ، عجب دارم كه در حادثهاى بدين روشنى و واقعهاى بدين سهلى به غلط مىافتد و اباطيل اقوال « 8 » ناقص عقلى ، آفتاب رأى جهان آراى او را حجاب تواند كرد تا بر سياستى بدين عظيمى ، بىوضوح دليل و ظهور يقين « 9 » ، تعجيل فرمايد و بر اقتحام واقعهاى بدين شگرفى اقدام روا دارد و فرزندى را كه از وى بدل و عوض ممكن نگردد در مقياس عقل و معيار خرد در موازنهء كسى دارد كه همه
--> ( 1 ) . آتش : « و ظلم » اضافه دارد ( 2 ) . آتش : گردد ( 3 ) . آتش : زوال و انتقال ملك و دولت شود ( 4 ) . ازمير : ازين سبب ( 5 ) . ازمير : در حال ( 6 ) . آتش : « با وى » ندارد ( 7 ) . آتش : پادشاه ( 8 ) . آتش : « كذّاب » اضافه دارد ( 9 ) . آتش : دليلى و ظهور يقينى