محمد بن على ظهيرى سمرقندى
156
سندباد نامه ( فارسى )
بيت وعدهء تو زان به درنگ اندر است * كاين دل مسكينت به جنگ « 1 » اندر است تو رسن كار گرفتى فراخ * كار من امروز به تنگ اندر است و بعد از تقرير مراسم خدمت و تحرير شرايط دعا و تحيّت ، زبان تظلّم بگشاد و مقاسات شدايد و مكايد شرح داد و گفت : جاه پادشاه جهان و سايهء فرّ يزدان كه عدل او ملجأ ملهوفان و فضل او منجاى متأسّفان است ، همواره در مدارج علوّ و معارج سموّ متصاعد و متراقى « 2 » باد . هميشه پادشاه كه به كام نيكخواه باد « 3 » ، به حبل تقواى يقين « 4 » و عروهء وثقاى دين مستمسك و معتصم بوده است و به رداى عدل و حليهء انصاف متردّى و متحلّى و تا اين غايت هر كارى كه كرده است و هر عزمى كه از رأى مضىء او به امضاء رسيده است و نفاذ يافته « 5 » ، رعايت رضاى ايزد تعالى « 6 » و تحرّى مرضات او در آن مضمون و مرعى بوده است . امروز به تحريك « 7 » ساعى و تحريض نمّام ، طريق سداد و صواب فروگذاشت « 8 » و حرمت حدود شريعت به يكسو نهاد « 9 » و پشت پاى بر روى « 10 » تصوّن « 11 » و تديّن زد « 12 » و خاك مذلّت و اهانت در چشم صلاح و صواب افكند « 13 » و اختلال و توهين در قواعد دين و قوانين انصاف راه داد « 14 » و باغ رياست را از گلزار سياست خالى و عاطل گردانيد « 15 » . فردا كه عرضگاه محشر و هول و فزع اكبر باشد ، اين اهمال و امهال را چه حجّت آرد و به كدام معذرت پيش رود ؟ و جواب اين كلمه كه « كلّكم راع و كلّكم مسئول عن رعيّته » 1 چه خواهد گفت ؟ شعر ان كان سرّكم ما قال حاسدنا * فما لجرح اذا ارضاكم الم كم تطلبون لنا عيبا فنعجزكم * و يكره اللّه ما تأتون و الكرم 2
--> ( 1 ) . آتش : چنگ ( 2 ) . آتش : مترقى ( 3 ) . آتش : هست ( 4 ) . ازمير : « يقين » ندارد ( 5 ) . آتش : هر كار كه از عزم ماضى او به امضا رسيده است و هر رأى كه از عقل كامل او نفاذ يافته ( تاشكند مطابق متن ) ( 6 ) . آتش : سبحانه و تعالى ( 7 ) . ازمير : و از تحريك ( 8 ) . ازمير : فروگذاشتن ( 9 ) . ازمير : نهادن ( 10 ) . آتش : به روى ( 11 ) . ازمير : تصوّف ( 12 ) . ازمير : زدن ( 13 ) . ازمير : افكندن ( 14 ) . ازمير : دادن ( 15 ) . ازمير : گردانيدن