محمد بن على ظهيرى سمرقندى
152
سندباد نامه ( فارسى )
و درين معنى ، حكيمى نيكو گفته است « 1 » : شعر كل البقل من حيث تؤتى به * هنيئا و لا تسأل المبقله 1 اين افسانه از بهر آن گفتم تا بر رأى انور و خاطر اشرف اعلى ، معيّن و مقرّر گردد كه در امور معضل و مهمّات مشكل به اوايل كار احتياط بسيار مىبايد كرد و از خواتم و عواقب انديشه داشت تا آفتاب يقين از حجاب اشتباه بيرون آيد و چهرهء مقصود چون روز عالم افروز روى نمايد ، چه اقوال و افعال زنان به نزديك هيچ عاقل ، معتمد و معتبر نيست و مكرهاى ايشان زيادت از آنست كه در حساب آيد و خداى تعالى با عظمت و بزرگى خويش ، كيد زنان را عظيم خوانده است « 2 » . كما قال : إِنَّ كَيْدَكُنَّ عَظِيمٌ 2 و از آن « 3 » تجنّب و تحذير فرموده است « 4 » و امير المؤمنين عمر بن الخطاب - رضى اللّه عنه - كه بانى دين و ثانى خلفاى راشدين - رضى اللّه عنهم « 5 » - بوده است ، مىفرمايد : « استعيذوا باللّه من شرار « 6 » النّساء و كونوا من خيارهنّ على حذر » . مىگويد : پناه جوئيد به خداى تعالى از بدان زنان و برحذر « 7 » باشيد از نيكان ايشان ، از بهر آنكه نظر شهوت ايشان چون به چيزى ميل كند ، دين و دنيا فرو گذارند و مقصود و مطلوب خود « 8 » بردارند و به مصالح دين و دولت التفات ننمايند و در لذّت عاجل نگرند و از عقوبت آجل تأمّل نكنند . كژى در طبيعت ايشان سرشته است و كذب « 9 » و نفاق و زور و شقاق با طينت ايشان آميخته و اگر پادشاه اجازت فرمايد ، از « 10 » تأليف كذب و مكر « 11 » و تصنيف حيلت و غدر ايشان داستانى بگويم . پادشاه « 12 » فرمود كه : بگوى داستان زن پسر با خسرو و معشوق دستور روشن رأى مشكلگشاى گفت : زندگانى پادشاه روى زمين و خسرو چين و
--> ( 1 ) . آتش : آن حكيم نيكو مىگويد ( 2 ) . ازمير : خواند ( 3 ) . ازمير : « از آن » ندارد ( 4 ) . آتش : « است » ندارد ( 5 ) . آتش : « رضى اللّه عنهم » ندارد ( 6 ) . ازمير : شرّ ( 7 ) . آتش : بحذر ( تاشكند مطابق متن ) ( 8 ) . آتش : خويش ( 9 ) . ازمير : « كذب » ندارد ( 10 ) . ازمير : تا از ( 11 ) . ازمير : كذب و نفاق و زور و مكر ( 12 ) . آتش : شاه