محمد بن على ظهيرى سمرقندى

مقدمهء مصحح 12

سندباد نامه ( فارسى )

كنى ، شاه را مسموم مىكنم و تو بر تخت سلطنت مىنشينى ، امّا به خاطر تسليم نشدن شاهزاده ، زن او را نزد شاه متهم مىسازد . شاه نيز گفتار او را باور كرده ، حكم به قتل فرزند مىدهد . در اين حال ، سندباد كه معلم شاهزاده است ، از دلايل نجومى چنين استنباط مىكند كه مدت هفت روز ملكزاده بايد لب از سخن گفتن ببندد و حرفى نزند ، در غير اين صورت عمرش به پايان مىرسد . تا اينكه هفت وزير شاه در اين قضيه وارد شده ، جان شاهزاده را نجات مىدهند . بدين صورت كه هر روز يكى از آنها به حضور شاه رسيده ، حكاياتى در خدعه و مكر زنان و مضرّت تعجيل در امور بيان مىكند و سخنان آن زن را خنثى مىسازد . تااينكه روز هشتم مىرسد و نحوست افلاك زايل مىگردد ، سندباد به شاهزاده دستور مىدهد كه سخن بگويد و تهمت را از خود دفع نمايد و در نتيجه شاه آن زن بىعفّت را به سزاى عملش مىرساند . « 1 » دربارهء اينكه اصل داستان سندباد از ايران بوده يا هندوستان ، نظريات مختلفى وجود دارد كه به برخى از آنها اشاره مىكنيم : محمد بن اسحاق النديم در كتاب الفهرست در خصوص كتابهاى ايرانيان نوشته است كه كتاب سندباد در دو روايت بزرگ و كوچك موجود بوده و در انتساب تأليفش به ايرانيان و هندوها اختلاف است . « 2 » مؤلف تاريخ يعقوبى دراين‌باره چنين مىنويسد : « يكى از پادشاهان هند « كوش » همان پادشاهى است كه سندباد حكيم در زمان او بود و همين كوش كتاب مكر النساء را نوشت » « 3 » مسعودى - نويسندهء مروج الذهب - به‌جاى كوش « كورش » نوشته است و سپس ادامه داده است كه : « براى هندوان به اقتضاى وقت و احتياجات مردم عقايد تازه پديد آورد و مذاهب سلف را رها كرد . سندباد در مملكت او و به عصر او بود كه كتاب هفت وزير و معلم و غلام و زن پادشاه را براى وى تنظيم كرد كه به نام سندباد معروف شد » « 4 »

--> ( 1 ) . دربارهء سندبادنامه ، مجتبى مينوى ، مقدمهء سندبادنامه تصحيح آتش ، انتشارات كتاب فرزان ( 2 ) . الفهرست ، ابن النديم ، ص 541 ( 3 ) . تاريخ يعقوبى ، احمد بن ابى يعقوب ، ج 1 ، ص 115 ( 4 ) . مروج الذهب ، ابو الحسن على بن حسين مسعودى ، ج 1 ، ص 75