فضل الله بن روزبهان خنجى اصفهانى
84
سلوك الملوك ( فارسى )
و در « انوار شافعيه » گويد : اگر امام يا سلطان فقير باشند پس ايشان را مىرسد كه قدر كفايت خود از بيت المال ستانند . و معتبر كفايت مثل او است از خانهها و جامهها و اولاغان آنچه لائق به حال او باشد . و اگر امام غنى باشد و ابا كند از امامت مگر به عوضى ، او را مىرسد كه قدر اجرتمثل خود از بيت المال ستاند . پس ظاهر شد كه به اتفاق مذهبين ، سلطان را مىرسد كه از بيت المال مقدار كفايت خود ستاند ، برحسب آنچه لايق بهحال او باشد . اين است معنى سلطان و بيان معيشت او در شرع ، و اللّه اعلم . فصل سيوم ، در معنى وزير : در شرع : وزارت را از « وزر » گرفتهاند و وزر سنگينى باشد در لغت ، و مناسبت نقل آنكه كسى كه متحمّل بار وزارت شده ، كارى سنگين را تحمّل نموده ، و بارى ثقيل بر دوش گرفته . و وزارت در شريعت عبارت از نيابت سلطنت و خلافت باشد . و كسى كه صاحب ولايت عامه كه امام يا سلطان است او را نائب خود سازد در رتقوفتق مهمات و با او در مصالح امور مصلحت انديشد ، او را وزير گويند . و اصل مشروعيت وزارت آن است كه حق تعالى در قرآن مىفرمايد از زبان دعاى موسى صلوات اللّه - عليه : وَ اجْعَلْ لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي « 1 » و در احاديث آمده كه ابو بكر و عمر رضى اللّه عنهما وزيران حضرت پيغامبر بودند صلى اللّه عليه و سلم . امام اقضى القضاة ابو الحسن الماوردى در كتاب « احكام سلطانى » گفته : وزارت دو قسم است ؛ وزارت تفويض و وزارت تنفيذ . اما وزارت تفويض آن است كه سلطان وزير سازد كسى را كه تدبير امور را مفوّض به رأى او سازد ، و امضاى كارها را به اجتهاد او بازگذارد . و شرط است كه وزير تفويضى را شرايط امام حاصل باشد ، غير شرط قرشيّت ، و بايد كه از اهل كفايت باشد در آن چيزى كه توكيل مىكند به سوى او از حرب و خراج . و شرط است در تفويض كه سلطان لفظى گويد كه مشتمل بر دو شرط باشد ،
--> ( 1 ) سورهء طه : آيهء 29 .