فضل الله بن روزبهان خنجى اصفهانى

85

سلوك الملوك ( فارسى )

يكى عموم ولايت و يكى نيابت ، و اين بدان حاصل مىشود كه گويد : در گردن تو افكندم آنچه مرا مىرسد كه آن كنم از امور پادشاهى ، بدان كه تو كنى آن را به نيابت از من . يا آنكه گويد : ترا نائب خود ساختم در آنچه مرا مىرسد كه آن كنم . و چون وزارت وزير تفويضى صحيح گردد ، بايد كه امور را به عرض پادشاه رساند ، و تدبيرات پادشاه را امضا كند . و مر وزير تفويضى را رسد كه تفويض مناصبى كه پادشاه را مىرسد كه تفويض نمايد او كند . و هر تصرف كه او در مملكت به نيابت والى كند منفذ باشد . و امراء بلاد و حكام و قضات و ساير ارباب مناصب را تواند كه نصب كند و عزل نمايد . و هرچيز كه از امام صحيح است از وزير تفويضى صحيح است ، الّا سه چيز : اول عهد امامت به غير ، و استعفاء امت از امامت ، و عزل كسى كه سلطان او را والى ساخته باشد . و وزير را نمىرسد كه وزارت را بعد از خود به ديگرى تفويض كند ، و نه آن كه عزل كند كسى را كه امام او را نصب كرده باشد ، و اللّه اعلم . قسم دوم از وزارت ، وزارت تنفيذ است . و آن آن است كه نظر در امور مقصور بر رأى امام باشد و تدبير او ، و وزير ميان پادشاه و ميان رعايا و واليان ممالك هم‌چو سفير باشد ، كه پيغام پادشاه بديشان رساند ، و انفاذ كند آنچه پادشاه فرمايد ، و امضا كند آنچه پادشاه حكم كند . و شرط نيست در اين وزير حريّت و علم و اسلام و معرفت به امر حرب ، ليكن شرط است در او امانت و ذكورت و صدق لهجه و قلّت طمع تا رشوت نستاند ، و ذكا و فطنت ، و آن كه اصلاح كند آنچه ميان او و ميان مردم باشد از دشمنى و كينه ، و بايد كه از اهل اهوا « 1 » و بدعت نباشد . و فرق ميان اين دو وزير از چند وجه است ، و آن آنكه جايز است وزير تفويض را مباشرت حكم و نظر در مظالم ، و مىتواند كه تفويض واليان را بسر خود كند ؛ و متفرد « 2 » شود به كشيدن لشكر و تدبير جنگها و آن كه تصرف كند در

--> ( 1 ) م . هوا . ( 2 ) م . منفرد .