فضل الله بن روزبهان خنجى اصفهانى
81
سلوك الملوك ( فارسى )
را امام سازد جايز است ، چون شرايط در ايشان موجود باشد . و امامت بميراث نمىباشد . سيوم از طرق انعقاد امامت شورى است . و آنچنان باشد كه امام امر خلافت را در ميان دو كس نهد ، يا زياده بر آن ، كه ايشان مشاورت كنند هر كه را اختيار كنند امام باشد . و آن همچو استخلاف است ، ليكن در اين صورت مستخلف متعين نيست ، و ايشان مشاورت مىكنند ، و اتفاق بر يك كس مىكنند . و شرط نيست رضاى غير ايشان و نه اتفاق او ، و جايز نيست كه اتفاق بر كسى كنند در حيات او ، الّا به اذن او ، پس اگر ترسند كه امر بعد از او منتشر گردد ، از او رخصت خواهند . و شرط است در معهود اليه كه خليفه است ، شروط امامت از وقت عهد به سوى او ، تا بغايتى كه اگر صغير باشد يا فاسق نزد عقد ، و بالغ و عدل باشد نزد موت عاهد ، يعنى امام مستخلف ، امام نمىگردد ، مگر آن كه اهل حلّ و عقد با او بيعت كنند . و اگر خليفه عزل نفس خود كند منعزل گردد ، و نقل كند خلافت بدان كه عهد كرده ، و اگر عهد كننده يا خليفه خواهند كه خلافت را نقل به غير كنند ، ايشان را تمكين نكنند . و خلافت امير المؤمنين عثمان رضى اللّه - عنه به شورى ثابت شده ، و آنچنان بود كه عمر رضى اللّه عنه بعد از آنكه ابو لؤلؤ او را تيغ زد ، امر خلافت را در ميان شش كس نهاد كه عثمان رضى اللّه عنه يكى از ايشان بود ، و بعد از وفات عمر رضى اللّه عنه اصحاب حلّ و عقد از صحابه بر عثمان اتفاق كردند ، و امامت او منعقد شد . و خلافت امير المؤمنين علّى كرم اللّه وجهه همچو خلافت امير المؤمنين ابو بكر صديق رضى اللّه عنه به اجماع اهل حلّ و عقد از صحابه منعقد گشت در مدينه ، و طاعت او بر تمام مسلمانان كه در اطراف بلاد اسلام بودند فريضه شد . جماعتى در شام و عراق بيعت نكردند ، و مخالفت نمودند و آن مخالفان باغيان بودند ، و حق با علّى مرتضى بود به اتفاق تمامى امّت . و بعد از آنكه علّى - مرتضى كرم اللّه وجهه شهيد شد ، اهل حلّ و عقد با فرزند او امير المؤمنين - حسن كه مستجمع شرايط امامت بود بيعت كردند ، و طاعت او بر تمامى مسلمانان