فضل الله بن روزبهان خنجى اصفهانى
82
سلوك الملوك ( فارسى )
فرض شد ، و مدت شش ماه خلافت كرد ، و مدت خلافت نبوّت بسر آمد ، بنا بر آن حديث كه حضرت پيغامبر صلى اللّه عليه و سلم فرموده : الخلافة بعدى ثلاثون سنة ثمّ يكون بعد ذلك ملكا عضوضا ، يعنى خلافت بعد از من سىسال باشد و پس از آن باشد خلافت ملكى كه به دندان گزند يكديگر را ، و به شوكت ستانند آن را . و اين پنج را خلفاء راشدين گويند كه خلافت ايشان به اجماع صحابه منعقد شده ، و راه راست شرع و دين در زمان ايشان صراط مستقيم سلوك شد ، و اكثر احكام دين و اجماعات در دور خلافت ايشان مقرر گشت . و اللّه اعلم . طريق چهارم از اسباب انعقاد پادشاهى و امامت ، استيلا و شوكت است . علما گفتهاند كه چون امام وفات كند ، و شخصى متصدّى امامت گردد بىبيعتى و بىآنكه كسى او را خليفه ساخته باشد ، و مردمان را قهر كند به شوكت و لشكر ، امامت او منعقد مىگردد بىبيعتى ، خواه قريشى باشد و خواه نه ، و خواه عرب باشد يا عجم يا ترك ، و خواه مستجمع شرايط باشد و خواه فاسق و جاهل ، و اگرچه آن مستولى بدين فعل عاصى مىگردد . و چون بواسطهء سطوت و استيلا جاى امام گرفته ، او را سلطان گويند ، و امام و خليفه بر او اطلاق توان كرد . و اللّه اعلم . فصل دوم در معنى سلطان : سلطان در عرف شرع كسى است كه بر مسلمانان مستولى باشد به حكم شوكت و قوت لشكر . و علما گفتهاند : واجب است طاعت امام و سلطان در هرچه امر و نهى كند ما دام كه مخالف شرع نباشد ، خواه عادل باشد خواه جاير . و واجب است نصيحت او به حسب قدرت ، و جايز است كه گويند او را خليفه و امام و امير المؤمنين و خليفهء رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلم ، و جايز نيست كه او را خليفة اللّه گويند . در كتاب « صنوان القضا و عنوان الافتا » تأليف امام محمد بن محمد بن اسماعيل الخطيب الاسفورقانى الحنفى آورده كه جايز است امام و سلطان را كه رزق خود را فراگيرد از بيت المال . زيرا كه « ابو بكر صديق رضى اللّه عنه » چون