فضل الله بن روزبهان خنجى اصفهانى

30

سلوك الملوك ( فارسى )

« احكام السلطانيه » هفت شرط بيشتر قائل نشده كه اهم آنها عبارت است از عدالت ، اجتهاد ، سلامت حواس ، شجاعت و تدبير و همين هفت شرط را ابن تيميه به دو شرط تقليل داده است : توانائى و امانت . زيرا كه بدون اجتهاد و سلامت و شجاعت و تدبير ، توانائى حاصل نمىشود و شرط امانت مستلزم داشتن عدالت است . اما داشتن اين شرايط ، خواه دوازده و خواه كمتر يا زيادتر ، به خودى خود كافى نيست تا كسى امام خوانده شود . دارندهء اين شرايط تنها صلاحيت امامت را پيدا مىكند ، ليكن انتصاب او به اين سمت يا رسميت يافتن او در اين مقام به گفتهء فضل اللّه به يكى از چهار طريق انجام مىشود : اجماع ، استخلاف ، شورى و استيلا . پنج خليفهء نخستين در دورهء سىسالهء پس از رحلت پيغمبر ( ص ) به يكى از سه طريق اول ( اجماع ، استخلاف و شورى ) به امامت رسيدند . در مورد ابو بكر و امير المؤمنين على و فرزندش امام حسن از طريق اجماع و بيعت اهل حلّ و عقد عمل شد و در مورد عمر به وصيت ابو بكر ( استخلاف يا عهد ) كار بستند و عثمان به رايزنى و صوابديد شورى يا هيأت شش نفرى كه به فرمان عمر تشكيل شده بود انتخاب گرديد و از آن پس كار خلافت بر مدار قهر و غلبه و استيلا قرار گرفت . البته اين بحث فضل اللّه فى نفسه چيز تازه‌اى نيست . غزالى و ابن تيميه پيشتر گفته بودند كه اعتبار استخلاف و شورى در تحليل نهائى برمىگردد به اجماع ؛ زيرا كه اگر فرض كنيم كه مردم به وصيت ابو بكر عمل نمىكردند يا اهل حل و عقد نظر شورى را در انتخاب عثمان نمىپذيرفتند امامت عمر و عثمان تحقق نمىيافت . پس در نظر دقيقتر بايد گفت كه مدار كار در سىسال اول بعد از رحلت پيغمبر بر اجماع بوده و از آن‌پس بر زور و قدرت . به گفتهء ابن تيميه خلفاى اموى و عباسى را بايد پادشاه ناميد نه امام . حديثى نيز در اين معنى از پيغمبر اكرم روايت شده است كه فرمود : الخلافة فى امتى ثلاثون سنه ثم ملك بعد ذلك . از راوى اين حديث پرسيدند كه تكليف ادعاى بنى اميه چه مىشود جواب داد : « آنها دروغ مىگويند ، خليفه نيستند و پادشاهند ، و از بدترين پادشاهان روى زمينند . « 1 » » آنچه در سخن فضل اللّه تازگى دارد اين است كه زور و استيلا را هم در رديف اجماع و عهد و شورى راهى صحيح و قابل قبول از براى انعقاد امامت دانسته است . در آن حديث پيغمبر ، پادشاهى درست در نقطهء مقابل خلافت قرار

--> ( 1 ) قلقشندى مآثر الانافه ج 1 صفحهء 13 چاپ كويت .