فضل الله بن روزبهان خنجى اصفهانى
16
سلوك الملوك ( فارسى )
آخر الزمان مىنامد و از او مىخواهد كه به استخلاص عراق و خراسان از محنت استيلاى بدعتگذاران قزلباش همت گمارد . در عنوان اين قطعه يك تك بيت فارسى متضمن نام صريح « خواجه ملّاى اصفهانى » آمده است كه نشان مىدهد كه ابيات تركى هم از اوست : ببر اى خضر سوى حضرت اسكندر ثانى * نياز بندهء او خواجه ملّاى صفاهانى اما قطعهء فارسى بىهيچ ترديد از فضل اللّه است و در پايان آن « امين » كه تخلص شعرى او است ذكر شده ، اين قطعه به شكل نامهاى است كه متعاقب جنگ چالدران سروده شده است . شاعر سلطان سليم را به يكسره كردن كار قزلباش و الحاق ايران به متصرفات عثمانى فرا مىخواند . نخستينبار ايرانشناس معروف ادوارد براون متوجه اين دو قطعه گرديده و قطعه فارسى را در جلد چهارم از تاريخ ادبيات ايران آورده و بعدها علامهء معظم آقا سيد شهاب الدين نجفى مرعشى در مقدمهء جلد دوم احقاق الحق هردو قطعه را عينا از « منشآت السلاطين » نقل كردهاند و ما اينك چند بيت از قطعه فارسى را كه يادگار دوران واپسين عمر فضل اللّه است برمىگزينيم : اگر ملك شريعت مستقيم است * همه از دولت سلطان سليم است ز بيمت در تزلزل فارس و ترك * چو افكندى ز سر تاج قزل برك فكندى تاجش از سر اى مظفر * كنون بفكن به مردى از تنش سر قزل برك است همچون مار افعى * سرش را تا نكوبى نيست نفعى توئى امروز ز اوصاف شريفه * خدا را و محمد را خليفه روا دارى كه گبر و ملحد دد * دهد دشنام اصحاب محمد ؟ تو او را نشكنى از زور مردى * سرشرا نابريده بازگردى اگر گيرد امانى در سلامت * بگيرم دامنت را در قيامت بيا از نصر دين كسر صنم كن * به تخت روم ملك فارس ضم كن كه شرق و غرب را از نعمت و كام * بگيرد باز ذوالقرنين اسلام در « احسن التواريخ » « 1 » روملو شعرى از فضل اللّه نقل شده است كه آن را در تهنيت جلوس سلطان سليمان عثمانى ( 926 ) سروده است و اين شعر نشان مىدهد كه ارتباط فضل اللّه با دربار عثمانى تا آخرين روزهاى زندگى وى همچنان برقرار
--> ( 1 ) احسن التواريخ صفحه 170 ، بارودا 1931 .