مجد الدين محمد الحسيني ( مجدى )

80

زينت المجالس ( فارسى )

بلكه در اين امر شريك و سهيم بسيار دارد آورده‌اند كه اسكندر بقتل دزدى فرمانداد دزد گفت اى پادشاه من در اين امر كاره بودم ذو القرنين فرمود در كشته شدن نيز كاره باش ذكر طبقهء سوم از ملوك عجم كه ايشانرا ملوك طوايف خوانند آورده‌اند كه چون مملكت عجم بر اسكندر مسلم شد و ابناى ملوك فرس در خدمت او كمر بستند اسكندر از ايشان خايف شد كه مبادا فتنه انگيزند در اين باب از رأى استاد خويش و معلم اول كه ارسطاطاليس بود استفاده نموده كه با ابناى ملوك چكنم اگر ايشانرا بگذارم از فتنه خايفم و اگر بكشم از خداوند جل ذكره كه خالق عالى و سافل و عادل و قهار است مىانديشم ارسطو جواب داد كه هريك از ملكزاده‌ها را حاكم ولايتى گردان و بايد كه ديگريرا بر ديگرى ترجيح ننهى مجموع را اقطاعات بيكدستور باشد تا بضبط ملك خود مشغول گردند و بخلاف كلى نپردازند و اسكندر بدين شيوه عمل نموده بتدبير صايب حكيم سيصد سال آنطايفه به همان دستور بماندند و هيچيك را ميسر نشد كه بر مملكت ديگرى استيلا يابد و بعضى زمان مملكت آنجماعت را پانصد و بيست و سه سال گفته‌اند از كنار جيحون تا سرحد شام هشتاد پادشاه باستقلال بوده‌اند آورده‌اند كه بعد از اسكندر يكى از ملوك روم كه موسوم بابطحش بود بسرحد ايران لشكر كشيده از كنار فرات تارى تسخير كرد و چندنفر از ملوك طوايف را اسير و قتيل گردانيد در اين اثنا اشك بن داراب بن بهمن بن اسفنديار كه در زمان اسكندر مخفى و مستور زندگانى ميكرد در مملكت رى خروج كرده از ملوك الطوايف استمداد نموده مشروط به آنكه بعد از تسلط بر ابطحش خراج از ايشان نطلبد و به همان مقدار ولايت كه ابطحش تصرف نموده قناعت كند و بعد از تأكيد پيمان ملوك او را مدد كردند و اشك بر ابطحش مستولى شده او را بقتل آورد و به همان مملكت قناعت كرد و ملوك طوايف به جهت بزرگى خاندان نام او را بالاى نام خود مينوشتند و او را تعظيم ميكردند اما كسى خراج به او نميداد و درفش كاويانى و تاج‌وتخت كيان نزد اشك بود بعد از ابطحش قسطنطين قيصر روم قصد ايران نموده اشك بار ديگر از ملوك طوايف استعانت خواست و همه او را مدد كردند و پادشاه حيره كه از شهرهاى عراق عربست بنفس خود پيش اشك آمد و اشك او را تعظيم بسيار كرده صد هزار سوار كه از اطراف مملكت ايران بمدد او آمده بودند با پادشاه حيره بحرب قسطنطين فرستاد و ايرانيان ظفر يافته روميان مقهور و منكوب گشتند و قسطنطين